ای کاش
شعری سروده خودم

ای کاش

نویسنده : سلیمان حسنی

کاشکی در زندگی‌ها غم نبود

چهره‌ها افسرده و درهم نبود

کاشکی از فقر و از بیچارگی

هیچ آثاری در این عالَم‌ نبود 

کاشکی ‌ازجَنگ‌ و ازکشتار و خون

واژه‌ای در دفترِ آدم نبود 

کاشکی نامردی و نامردمی 

در پسِ دیوارها٬ یک دَم نبود 

کاش عشق و مهربانی و سرور 

اندرون سینه‌ی ما کم نبود 

کاشکی پشت پدرها این چنین 

زیر بار زندگانی خم نبود 

کاش چشم مادران میهنم 

از غم فرزند، پر از نم نبود 

کاشکی در دستِ ناز کودکان 

جای دفتر٬ حاجت مرهم نبود 

هرچه‌ می‌گویم ‌سخن‌ بسیارهست 

کاش دنیا آنچه می‌بینم نبود 

روزگار ما چو یک غمخانه است 

کاش این‌گونه که می‌گویم نبود 

کاش در این روزهای انتظار 

جز غزل در شعر حامی‌هم نبود 

حسرت یک‌ روز خوش‌ بر سینه ‌است 

وای بر حالم اگر همدم نبود

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٨/٠٤
٠
٠
زیبا بود.... فقط جسارتا چرا شعراتون اکثرا انقدر ناامید کنندست و فضای سیاهی رو به نمایش میذاره؟ مثبت نگر بودن هم بد نیست....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام برشما:متشکرم ازلطفتون. می سرایم آنچه‌می‌بینم ٬ ولی غصه‌وشادی‌همیشه‌درهم‌است درسته امااشعار راقبلا ارسال کردم که برای انتشار اتفاقی چندشعرغمناک پشت هم منتشرشده وگرنه دراشعار طنز و شاد هم هست.زنده وپاینده باشید.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٥/٠٨/٠٤
٠
٠
اشعارتون واقعا زیباست ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام:سپاسگزارم لطف دارید.همیشه سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات