همان که من نشدم، تو باید بشوی!
نگذاریم حلقه ی بعدیِ زنجیره یِ بچه هایی عقده ای باشند

همان که من نشدم، تو باید بشوی!

نویسنده : f_nemati

اولین هدیه‌ی یک مادر به بچه اش چه میتواند باشد؟ مثلاً عروسک، ماشین، تفنگ، حتی با احتمال خیلی خیلی کم کتاب قصه. خب به عنوان کسی که با دو بچه به صورت مستقیم و چند بچه غیر مستقیم و چندین بچه کمی غیر مستقیم تر، زندگی کرده است میگویم که نه. اولین هدیه‌ی یک مادر به بچه اش اصلاً چنین چیزی نیست.

شاید کسی بگوید شیر. خب این نه لطفِ مادر است به بچه، نه هدیه است. این یک راهِ میانبُر است برای جنسِ زن که زودتر بفهمد عشق چه مزه‌ای ست. بچه آن را مزه مزه می‌کند ولی بیشترش را مادر میفهمد. شیر هم اولین هدیه‌ی یک مادر به بچه اش نیست. این اولین هدیه، اصلاً به زمانِ بودنِ بچه در کنار مادر ربطی ندارد. آری، این هدیه، این اولین هدیه درست برای قبلِ آمدنش است. قبلِ قبلِ رسیدن به زمین. همه مان، این اولین هدیه را نگرفتیم. البته با کمی جا به جایی نفرات، یعنی شاید کسی/کسانی بین این همه ای که گفتم نباشد/نباشند.

من یکی از افراد این لیست هستم که دیدم و فهمیدم که اولین هدیه را نگرفتم. اولین هدیه ی یک مادر به بچه‌اش این است که هر چه آرزو و خواسته و کاری دارد، قبلِ رسیدن بچه اش به زمین، یا انجام دهد، یا بهش برسد، و یا در صورت امکان تحقق نشدنش، بگذاردش در لیست انتظار. اولین هدیه ی یک مادر این است که هر چه که بهش نرسیده را به گردنِ بچه اش آویزان نکند. فکر می کنم مادرها موقعِ شیر دادن به بچه شان روی زبانشان قربان صدقه است و از خداوند سلامتی می خواهند برای بچه‌ی خودشان و تمام بچه ها، اما در دل می‌گویند زودتر بزرگ شو، سالم بزرگ شو، تا همان چیزی که من نشدم تو بشوی. همان کاری که من نکردم تو بکنی. شاید بچه‌ها هم می فهمند، که گاهی پستانِ مادر را نمی گیرند و لجبازی می‌کنند.

ما، هنوز مادر نشدیم. آری، ما دخترهای حالا، هنوز مادر نشدیم و فکر می کنم یک امتیاز مثبت داریم که هنوز مادر نشدیم. مادر شدن، واقعاً این چیزی نیست که دیدیم و می بینیم. اصل این است که اول مادر شوی بعد بچه به دنیا بیاوری. نه اینکه بعدِ به دنیا آمدن بچه، شروع کنی به مادری کردن. اولین هدیه یِ یک مادر به بچه اش، این است که تا قبلِ رسیدن بچه به زمین، قبل باز کردن چشم هایش و گریه ای که از این عبور از مرزها به سراغش می آید، یکی یکی خواسته هایش را اجرا کند و جلویشان تیک بزند. هر تیکی که جلوی خواسته‌ای زده نشود، خطی می شود روی یک خواسته‌یِ بچه.

مواظب باشیم. کار سختی نیست. البته اگر سخت هم باشد عیبی ندارد. اتفاقاً این به نفعِ خود ما هم هست. بچه، تعریفش در ذهنمان عوض می شود. دیگر سربار و یک نان خورِ اضافه و دردسرِ تازه نیست. می شود انرژی ای، اهرمی، هیجانی برای رسیدن به خواسته ها. اصلاً می شود خودِ خودِ امید. ما، شاید، مادرهای سالهای بعد باشیم. چقدر خوب می شود که نشان دهیم این همه فکرهای روشن و خوب و نیکی که برای خودمان و جهان داریم، بیخود و بی مصرف و شعار نیست. یکی یکی خواسته هایمان را بنویسیم. همین حالا. هر کدامی که بیشتر امکانِ افتادن به گردنِ بچه مان را دارد، اول بگذاریم. زودتر از زودتر، شروع کنیم به اجرا کردنش. 50 درصد به خاطرِ خودمان، و 50 درصد به خاطرِ بچه ای که بی عقده بزرگ می شود.

 

( پدرهای سالهای بعد، شما خودتان را خارج از این برنامه ندانید. نیمی از عجیب ترین اتفاق جهان را، شما رقم می زنید. پس خودتان را عقب نکشید. شما هم شروع کنید)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
آقا من اعتراض دارم!!!!!!!!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢١
١
٠
شما چطوری به این نتیجه رسیدین که نیمی از اتفاق های رو مردا رقم می زنن؟؟؟ کل اتفاقای الان جهان که دست مرداست!!! بعله!
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام، اگه با دقت خونده باشید می بینید که نوشتم نیمی از عجیب ترین اتفاق جهان رو. یعنی تولد یک فرزند. [برای من تولد یک انسان از درون یک انسانِ دیگه، عجیب ترین اتفاق جهانِ].
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
متن خیلی جالب و خوبی بود.واقعا این حقیقت تلخ وجود داره...امیدوارم نسل ما تبدیل به چنین پدر و مادرهایی نشه.
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام، ما هم امیدواریم. و البته بدون تمرین و تلاش، این امیدواری، آخرِ ماجرا، میشه "ای کاش".
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
البته پدر و مادرهای ما هم خیلی نکات مثبتی دارند که ما نداریم ، اینو قبول دارین ؟!
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام، بله قبول دارم، اما ما می تونیم بهتر از اونا بشیم. نکات مثبتشون رو بگیریم و به نکات مثبتی که خودمون بدست میاریم اضافه کنیم.
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
به نظرتون اینکه ما از یک فرزند توقعاتی نداشته باشیم آخرش منجر به این نمیشه که برای او هیچ آرمانی در زندگی اش نمی تونیم ترسیم کنیم؟
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام، آرمان داشتن، با این توقعاتی که پدرها و مادرها به گردنِ بچه ها میندازند خیلی فرق داره. مثلا یک جوانی قصدش کمک کردن به مردمِ. میتونه توی هر شغلی کمک کنه. ولی پدر و مادر میگن نه فقط معلم شو. یا پزشک شو. چرا؟ چون یا خودشون دوست داشتند و نشدند، یا چون کاریِ که درآمد داره، بهش تحمیل می کنند.
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
راستی اولین مطلبتون توی جیم هم مبارک :) منتظر مطالب دیگه شما هستیم
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
ممنون. لبخند.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
به نظر من اگر به این هوا باشیم که اول به تمام آرزوها و کارهایی که میکردیم برسیم بعد مثلا ازدواج کنیم یا بچه دار بشیم یه مشکل بزرگ داره اونم اینه که از این طرف ماجرا کم میاریم! از اینکه بعضی ها امروز خیلی از دست این مورد میکشند. اینی که میگم چیزی نیست جز اختلاف سنی پدر و مادر با فرزندشون که اینقدر مشکلات از قبلی عدم درک درست، سردی روابط و ... داره که خیلی بیشتر از اینی که شما گفتید به بچه ها ضربه میزنه
f_nemati
f_nemati
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام، بله درسته، رسیدن به آرزوها هزینه داره، مهمترینش عمرِ. اما قرار نیست به همه ی آرزوها برسیم بعد بچه دار شیم. فقط این عقده ای که مربوط به شغل هست برطرف شه نیمی از خیالِ خودمون و بچه راحتِ. یا اگه وقت برای رسیدن به آرزوی فلان شغل، نداریم، لااقل با خودمون تمرین کنیم که "قرار نیست چون من نرسیدم، بچه ام به جای من برسه".
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤