گاهی وقت‌ها با خودم می‌گویم، ای کاش ما انسان‌ها قلب نداشتیم! در این صورت تمام مشکلات‌مان حل می‌شد! به اعتقاد من تمام مشکلات ما در زندگی از داشتن قلب نشئت می‌گیرد!
قلبی که مالکش خودت نباشی اصلا به چه دردی می‌خورد؟ بودن یا نبودن چنین قلبی در سینه اهمیتی ندارد، چرا که آن قلب برای دیگری می‌تپد نه برای خودت، غافل از این‌که دیگری قلب دیگری دارد!
قلب وقتی قلب است که درون خانه کسانی باشد که لیاقتش را داشته باشند یا حداقل اگاه باشند که چقدر دوستشان داری. نه جای کسانی که اصلا از وجود تو بی‌خبرند!
اسراف نمونه بارز بی‌ایمانی است و چه راحت در محبت اسراف می‌کنیم و بی‌خبریم! با این همه با خودم می‌گویم انسان‌های بی‌قلب خیلی ارزشمندتر از انسان‌های صاحب قلبی هستند که در واقع صاحب قلبشان نیستند !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٣
٠
٠
قلبم واسه کسایی میتپه که دوستشون دارم.واسه همسرم،دخترم،پدر و مادرم و بقیه اعضای خانوادم.
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/١٤
١
٠
منم همسر ودختر ندارم وگرنه میتپید خو! :))))))))))))))
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/١٤
١
٠
اول اول اول نگین ها یه وخت مثلن از دهنتون دَر بره بگین : اول اول اول اول خخخخخخخخخخخخ :)))))))))
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٤
٠
٠
با خونسردی و تاخیر 1 روزه ... اووووووول ل ل ل ل
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/١٤
٠
٠
سحر راست میگه منم همسر و عشق و پسر ندارم وگرنه خیلی میتپید...ههههههههههههههه
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/١٣
١
٠
خیلی زیبا بود و قابل تامل.... ممنون
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٤
٠
٠
جالب بود. ممنون/قلبی که مالکش خودت نباشی اصلا به چه دردی می‌خورد/
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/١٤
١
٠
قلب به انسان لطافت...مروت....انسانیت...گذشت...فداکاری ..و عشق رو نشون میده اگه قلب نباشه آدمی معنی نداره
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٤
١
٠
قلب ما واسه خیلیا می تپه آمااااا.......
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٤
١
٠
قلب من برا همه کسایی که دوسشون دارم میتپه.دلش میخواد برا خیلیا دیگه هم بتپه ولی جلوشو میگیرم میگم جیززززززززززززززه!بله.جلو قلبارو بگیرین.قلبا خیلی سر به هوان
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
ریبا بود ممنون!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠