دستم را بگیر

ای آفتاب بهاری

از تو می‌خوانم

مرا می‌ستایی؟

منم همان دخترک

همان که پا به پای تو

هر روز در کوچه‌ها

جست و خیز می‌کردم

همان که در پناه تو جان می‌گرفت

با طلوع تو می‌دوید

و با غروب تو آرام می‌گرفت

امواج نور تو پر از تلاطم بود

پر از شور زندگی

گل‌ها فقط با وجود تو

رازهای زندگانی را

با امواج نسیم

فاش می‌کردند

و مرا از شور زندگی

سرشار می‌کردند

سلام و صد درود به تو

سلام و تنها صد پیام تو بود که

مرا جاودانه کرد

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
قشنگ بود :) ممنونم.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
بهارانه خوبی بود، مچکر مچکر مچکر
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
متشکرم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
هنوز همان دخترکی هستید که با طلوع شور می گرفت و با غروب آرام؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤