چگونه از راه میانبر هنرمند شویم؟!
#میان_بر

چگونه از راه میانبر هنرمند شویم؟!

نویسنده : A_ReBeL_H

قسمت اول: (مقدمه)

(سر نوشت: لفظ هنرمند که در این یادداشت به‌وفور استفاده‌شده در بعضی جمله‌ها به‌عنوان اسم خاص به‌کاررفته است و منظور کسانی اند که از طریق همین «میان‌بر» هنرمند شده‌اند. تشخیص این‌که کجا اسم خاص است و کجا اسم عام به عهده مخاطبان محترم است.)

 چه کسی گفته که نمی‌شود ره صدساله را در طول یک‌شب پیمود؟ در این یادداشت به شما آموزش داده خواهد شد که چگونه این کار را انجام دهید. اگر شما در حال مطالعه این متن هستید احتمالا یا می‌خواهید که هنرمند شوید و یا این‌که هنرمندان را بشناسید. اگر حالت اول صدق می‌کند که خوب جایی آمدید و اگر آمده‌اید تا به حالت دوم برسید باید همین ابتدا بگویم سوال‌تان به‌طور کامل پاسخ داده نخواهد شد. چون این روشِ «میان‌بر» خیلی بکر است و تعداد خیلی خیلی محدود از هنرمندانِ امروزی از آن استفاده کرده‌اند تا هنرمند شوند، پس همین ابتدا به شما قول می‌دهم که فقط این دسته محدود از هنرمندان را بتوانید به‌خوبی بشناسید. شاید کسانی بپرسند: چرا فقط همین دودسته را مخاطب این یادداشت قراردادم؟ پاسخ من این است که در دوره‌ای که ما زندگی می‌کنیم به‌هیچ‌وجه افرادی وجود ندارند که وقت پرارزش خود را برای خواندن مطالبی که بهشان کمکی نمی‌کند و ارتباطی به پیشه و حرفه‌شان ندارد، هدر بدهند؛ پس لاجرم کسی که این یادداشت را می‌خواند متعلق به یکی از دودسته بالاست. شاید باز برای همان افراد مذکور سؤال پیش بیاید که چرا خود هنرمندان را به دسته‌بندی اولیه وارد نکردم؟ پاسخ من می‌تواند این باشد که: دلم می‌خواهد. یادداشت خودم است. دوست دارم که برای همین دودسته باشد؛ اما باز دندان روی جگر می‌گذارم و پاسخ می‌دهم که: هنرمند هنرمند است و هنرمندان را می‌شناسد و دیگر این‌که هنرمندان وقت پرارزش خود را که باید صرف هنرشان بشود، هدر نمی‌دهند تا به قول خودشان مطالب صد من یک غاز بخوانند. البته این پاسخ‌ها همان پاسخ‌های فوق‌الذکر است؛ اما دلیل آوردن مجددشان تافته جدا بافته بودن این هنرمندان عزیز است.

ابتدا قصد داشتم که مقدمه از یک جمله تجاوز نکند اما کما فی السابق دچار پرگویی شدم. بگذریم، حالا که شده پس هرچه بادا باد. مقدمه را با این سؤال ادامه می‌دهیم که «هنر چیست و هنرمند کیست؟» همین ابتدا اعلام می‌دارم که پاسخ به این سؤال از عهده من خارج است؛ به این دلیل که امروزه هنر آن‌قدر بسط یافته است که آواها و صداهایی را که اکبر آقا همسایه دیوار به‌ دیوارمان با کمک دست و زیر بغلش درمی‌آورد در زمره هنر قرار می‌گیرند. پس به نظرم باید یک سؤال دیگر قبل از سؤال مذکور پرسیده شود تا بشود به سؤال اصلی پاسخ داد: «چه کسی هنر و هنرمند را تعریف می‌کند؟» یعنی مثلا این‌که اکبر آقا را کسانی هنرمند می‌دانند که از کار او لذت می‌برند و خودشان نمی‌توانند مثل آن کار را انجام دهند. پس اگر هنری را اکثریت بلد باشند و بتوانند انجامش دهند، آن هنر دیگر هنر نام نمی‌گیرد. پس از شمایی که در دسته اول دسته‌بندی اولیه قرارگرفته‌اید این خواهش را دارم که تعدادی داوطلبانه دست از ادامه خواندن بکشید و یا این‌که به دسته دوم بپیوندید تا لفظ مقدس هنر و هنرمند همچنان باقی بماند.

بحث راجع به چیستی و چرایی هنر و کیستی هنرمند از عهده این موضوع که چگونگی هنرمند شدن است خارج می‌باشد؛ اما نکته مثبت این روده‌درازی این بود که حداقل یک تعریف سطح پایین برای هنر و هنرمند پیدا کردیم: «هنر می‌شود امری که مخاطب از آن لذت ببرد و نیز این‌که خودش نتواند از عهده انجامش بربیاید و هنرمند کسی است که آن امر مذکور را انجام می‌دهد.» با این تعریف اکبر آقا هم در دسته‌بندی هنرمندان جای می‌گیرند، اما در بحث چگونگی هنرمند شدن ابدا سعی نداریم که او را الگو قرار دهیم.

ادامه دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
تیتر رو که دیدم شک کردم این و من نوشته باشم :| باید اصلاح کنم که تیتر اصلی یادداشت اینه: «چگونه هنرمند شویم؟ (میان بر)»
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
آقا سانسور هم شده -_- یکی از بهترین شخصیتاش حذف شده -_-
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
من کسی رو میشناسم که یک شبه ره صد ساله رو رفت، االبته با پارتی نبود.اما یک شبه رفت. شاید تقدیرش بوده، یا به قول عامیانه ترش شانس اورد، که البته درست و حسابی شانس اورد.اما یک شبه ره صد ساله رو رفت یا بردنش یا باید میرفت، اینها رو نمیدونم.اما اون نقطه عطف تو زندگیش رو داشت.
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
چیزی که بشه تو یک لحظه اتفاق بیفته رو میشه پذیرفا مثل ثروت ولی در زمئنه ای مثل علم و دانش به هیچ وجه امکان نداره :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
جالب بود :)) هرچند که یکم زبانش کتابی و همچین قلمبه سلمبه بود اما جالب بود :))
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
مرسی که خوندی ♥ لطف داری :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
اقا خیلی خوب بود :)))) اکبر اقا :)))) فک نمیکردم طنز باشه اصن! اون شخصیت دیگه ک گفتین حذف شده جریانش چی بود؟ :دی این الان برعکس اون یکی ک برا مسابقه فرستادین خلاقیت داشت تو روایت و توضیح دادن و ادمو خسته نمیکرد و دنبال خودش راحت میکشوند. خوشم اومد واقعا :)
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
فکر کنم شخصیتش در راستای سیاست گذاری های سایت جیم حرکت نمی کرد :| والااا ! خوشحالم که خوشت اومده ^_^ این 4 قسمت داره که با این سانسورای جیم من نمیذارمش بقیش رو:|
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
اوا :| خب من میخوام ادامشو بخونم :| میگن کار را که کرد انکه تمام کرد :دی وبلاگ ندارین اون تو بذارین لااقل؟
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
وبلاگ که نه... ولی یه کانال تلگرام با محوریت آموزش داستان نویسی دارم بعضی مطالبم و می ذارم اونجا... که گویا اینجا نمیشه آدرس کانال داد :/
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
اگر میشه ادرسشو اینجا بذارید برام پس، با تشکر :دی http://memento-mori.blog.ir
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
فرستادیدم ^_^
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خوب بودش :) منتظر قسمت بعدی هستیم :)
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
لطف داری دوست عزیز ♥ خوشحالم خوشت اومد ازش... ^_^ اینجا سانسور می کنن نمی ذارم دیگه :-( :|
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
امیر حسین جان داداش به نظرت اون کلماتی که توی متن اولیه بود شما اگر جای مدیر سایت بودی می تونستی بذاری توی سایت؟ مرد مؤمن یک چیزی هست به نام عموفیلترچی :) من قضاوت رو بر عهده خودت می ذارم.
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
بلی برادر! من خودم برای انتشار تو سایت یکم دستکاریش کردم و کلمات مناسب تری به جاش گذاشتم. فک نمی کنم خیلی چیز مشکل داری بوده باشه :(
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
علاوه بر انتقاد خوب کردن، نویسنده خوبی هم هستی! ایول :) به سانسورم کم کم عادت میکنی! :)
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
فدات داداش ♥ قربونت ^_^ سخته عادت :))
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
مخلص :)
h_khazae
h_khazae
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام..خوب بود..بدنبود..ممنون..
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
مرسی ♥♥♥
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤