مگر چه کرده است نهنگ گوژپشت که باید منقرض شود؟ مگر اقیانوس خانه او نیست؟ مگر نه این‌که هر کس در خانه خودش باید شاد باشد و بخندد و شنا کند و پلانگتون‌ها را مزه‌مزه کند؟ ها؟ مگر نه این‌که خانه جایی است که در آن آرام می‌شویم؟

پس گناه نهنگ گوژپشت چیست که باید منقرض شود و برود رد کارش؟ شما بگویید نهنگ گوژپشت چگونه با این درد کنار بیاید وقتی نمی‌نواند موسیقی راک گوش بدهد؟ چگونه با این درد کنار بیاید وقتی نمی‌تواند با بقیه ماهی‌ها قایم باشک بازی کند؟ چگونه با این درد کنار بیاید وقتی نمی‌تواند دست‌هایش را دراز کند و کمک بخواهد؟ نهنگ گوژپشت چه کار کند؟ گریه کند؟ شوخی‌تان گرفته؟ او در اقیانوس شناور است، در بی‌نهایت اشک‌های آفریننده. 

خدای نهنگ‌های گوژپشت لطفا کاری بکن...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠١/٢٨
١
٠
سوژه جالبی رو به زیبایی قلم زدین :) این خیلی خوب بود : در بی‌نهایت اشک‌های آفریننده...
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
چقد خوب بود احساسات نگارنده ب این موضوع...
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠١/٢٨
١
٠
قراره منقرض بشه؟کاش کمی توضیح هم کنار این سوال ها بود.اون قسمت کنار امدن درد بدون گوش دادن به راک خیلی خوب بود.قلم احساستون توانا:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٩
١
٠
انقراض موجودات زنده واقعا ناراحت کنندست حالا چه نهنگ و چه مگس! | ولی خب موسقی راک! کنار امدن با درد؟!
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٢٩
١
٠
واقن باید خدای نهنگ های گوژپشت یکاری بکنه...البته شایدم یه کاری کرده
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٩
١
٠
گوزن زرد چه گناهی داشت ..؟!
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠١/٢٩
١
٠
واقعأ چ میشه کرد؟!
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠١/٢٩
١
٠
خدای همه...یه کاری کن...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات