عید آمد ولی نگارم نیست
شعر

عید آمد ولی نگارم نیست

نویسنده : کربلایی بنیامین آژیراک

عید آمدست و باز انگاری بهارم نیست

هر چند نوروز است اما او کنارم نیست

انوار او تابید و دل روشن ز نورش گشت

خورشید پشتِ ابر و بی او من قرارم نیست

آشفته حالم درک من دشوار دشوار است

دیگر به جز مهدی مرا با غیر کارم نیست

سرد است احوال زمین از هجر روی او

گل‌های نرگس می‌کنند غوغا: نگارم نیست

تحویل سال من فقط ذکر فرج بود ست

این ذکرها یعنی که دلدارم کنارم نیست 

(بنیامین آژیراک)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/١٧
٠
٠
خدا ظهورشون رو نزدیک و نزدیک تر کنه الهی، قلمتون برقرار
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
خرم آن روز که دلدار رسد از سفرش/دیده ها تر شود از دیدن آن خال لبش / ممنون لطف کرید سال نوتون هم مبارک باشه قلم خودتون هم نویسا و امید وار ان شاءالله
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠١/١٨
٠
٠
ان شاءالله امسال سال ظهوره :) مرسی
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ان شاءالله...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/١٨
١
٠
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج | این سبکی که شما شعر گفتید چی بود؟ یعنی بیشتر شبیه نثر بود که هی خط به خط رفتید پایین. وزن و قالب خاصی نداشت
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠١/١٩
٠
١
سلام عزیزم... .زنش ایرادی نداره . مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن هست و بهتره یکبار دیگر بازخوانی ففرمایید چرا که شیوه خوانن شعر برای هر کسی ذاتی نیست
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت، مچکر مچکر مچکر
کربلایی بنیامین آژیراک
کربلایی بنیامین آژیراک
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
به امید ظهورش... خواهش میکنم / ان شا<الله سال خوبی رو برای خودتون "بسازید"
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات