بویِ بهار / شعر
شعری سروده خودم

بویِ بهار / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

نم نمِ باران و ابرِ بی‌قرار 

بویِ‌جان ‌بخش ‌و دل‌ انگیزِ بهار 

با فرودِ قطره‌هایش رویِ آب

می شود پیدا به زیبایی حباب

یک‌ طرف‌ رنگین ‌کمانی ‌هفت‌ رنگ 

سویِ دیگر رودِ پُر آبی قشنگ 

چَهچهِ بلبل به رویِ شاخسار 

شُرشُرِ  آبِ  زلالِ آبشار 

دشتِ پوشیده ‌زِ سُرخین لاله‌ها 

می‌دهد جانی دگر دلداده را 

غصه و غم را فراری می‌دهد 

بر دلم امیدواری می‌دهد

کوه پُر از سوسن ‌و نسرین ‌و یاس 

برلبم جاری شد از ایزد سپاس 

می‌رَوَد آخر زمستانِ وجود 

می‌شود اشعارِ شادی را سرود 

با نسیمِ روح‌بخشی این چنین 

روحِ‌ حامی با طبیعت شد عجین

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
خیلی هم لذت بخش:) ممنون استاد، قلمتون مانا:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
به به عالی بود. آفرین بر شما استاد حسنی عزیز :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام علیرضای عزیز:تشکرمیکنم ازمحبت جنابعالی.کم پیدایید؟شادکام باشید
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
یک مصرع حذف شده ها! با فرود قطره هایش روی آب! مصرع بعدیش نیست. پیگیری کنید. کشف و ضبط بشه مصرع مذکور لطفا. خیلی زیبا بود. مثل همیشه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام برشما:خیلی ممنونم ازحضور ودقت نظرتون.بله یک مصرع جاافتاده:/می شود پیدا به زیبایی حباب/ دلتون شاد وجانتون سلامت.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازلطفتون.زنده باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
سلام آقای حسنی ، مثل همیشه عالی و زیبا بود / بهار و سال خوبی رو براتون آرزو می کنم .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
سلام برشما:بسیارمتشکرم.سال نوی شماهم لبریزاز شادمانی وسعادت باشد.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز :) سال نو با تاخیر مبارک :) استاد شعر بینهایت زیبا بود، اما شخصا بهار رو دوست ندارم، وقتی پاییز میاد شخصا چنان خوشحال و پر انرژی میشم که حد نداره، مثل خوشحالی که مردم و طبیعت از آمدن بهار دارن:) سلامت باشید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
سلام صالح عزیز:مثل همیشه به من لطف داشتید.خیلی متشکرم ازشما.دلتون شادولبتون خندون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات