سلب يا ايجاب؛ انتخاب اين است؟
یادداشت

سلب يا ايجاب؛ انتخاب اين است؟

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

از اين‌كه مردمان سياست زده‌اى هستيم و در محاورات كف خيابانى‌مان اصطلاحاتي دهان به دهان مى‌شود كه دانشجويان حقوق و علوم سياسي هم به زور از آن سر در مي‌آورند؛ آن‌قدر گفته‌اند و شنيده‌ايم و نوشته‌اند و خوانده‌ايم كه تقريبا براى همه مسلم شده كه آغشته شدن سياست با زندگى روزانه ملت الزاما امر غريب و ناپسندى است.

هر چند كه اين تحليل تا حدى درست به نظر مي‌رسد اما معمولا به اين موضوع كه مقتضيات زمان و زمانه هر جامعه نوع خاصى از علايق و سلايق را براى مردم به ارمغان مى‌آورد بي‌توجهي مى‌شود، مثلا همان‌طور كه مردم ينگه دنيا صبح به صبح بالا، پايين رفتن سهام داوجونز و نزدك را رصد مي‌كنند. اين‌جا هم دل خوشى ملت خواندن تيترهاى آن‌وري‌ها و اين‌وري‌ها و پشت چشم نازك كردن و لبخندهاي معنادار زدن است.

پس به صرف اين‌كه حال و هواى سياسى وجه غالب جامعه‌اى باشد، نمى‌توان ايرادهاى عميق و اصولى به ساختارهاى آن جامعه وارد كرد؛ اما اين موضوع زمانى بغرنج مى‌شود كه اصل بعضى كنش‌هاى يك ملت بر اساس بازى‌هاى سياسي و جناحي تنظيم شود و آن موقع است كه بايد تمام قد در رثاى از دست رفتن بعضي ارزش‌هاى مردم يك جامعه گفت و نوشت و تأسف خورد.

در فهرست پرشأن‌ترين ارزش‌ها بدون ترديد بايد انتخاب و حق تعيين كننده بودن در سرنوشت را در صدر نشاند. انتخابى كه انگار فلسفه‌اش از ياد رفته‌ترين فلسفه روزگار ماست و به تبع فعل و انفعالات بين بازيگران سياسى تعاريف مختلفى از آن ارائه مى‌شود.

تعاريفى كه آن‌قدر در اعماق ذهن مردم نهادينه مى‌شود كه سوال‌هاى اساسى قبل از انتخاب را عوض مى‌كنند. براى مثال تبديل پرسش مهم چه كسى را انتخاب كنم به چه كسى انتخاب خواهد شد؛ يا از آن خطرناك‌تر سوال چه كنم تا فرد محبوبم انتخاب شود به چه كنم تا جريان مقابلش انتخاب نشود، و آن موقع اصطلاحاتى مثل راى سلبى و ايجابى بين مردم جا باز مى‌كند.

اين جاست كه سياست دوستى به سياست زدگى تبديل مى‌شود و اين‌جاست كه وارد شدن بازى‌هاى جناحى به زندگى روزمره مردم هم چون سيلى مواج نهال نو پاى انتخاب و گاهى درخت تنومند اخلاق را با خود از ريشه مى‌كند.

حال ساده‌ترين و دم دست‌ترين انتقادى كه مى‌توان وارد كرد، متوجه مسئولان و بازيگران سياست است، اما آيا آن‌ها كارى غير از وظيفه‌شان كه رسيدن به اهداف سياسى است انجام مى‌دهند؟ آيا به جاى جوال‌دوز زدن به سياسيون نبايد سوزنى به شكل و نحوه تفكرات خودمان بزنيم؟

شايد آن وقت باشد كه با بادهاى فصلى و موج‌هاى موسمى احوال انتخاب هاى‌مان هوا به هوا نشود. شايد آن وقت باشد كه هوشيار انتخاب كنيم، تكرار مى‌كنم هوشيار.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/١٣
٠
٠
يادداشت خوبي بود. مخصوصا قسمت آخر: تكرار مي‌كنم هوشيار:) موفق باشيد:)
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
خيلى ممنونم از اينكه خونديد و نظر داديد.تكرار ميكنم خيلى ممنونم :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/١٥
١
٠
گفت باید حد زند هوشیار مردم مست را / گفت هوشیاری بیار اینجا کسی هوشیار نیست... فکر میکنم ای قسمت گل یادداشت شما بود => تعاريفى كه آن‌قدر در اعماق ذهن مردم نهادينه مى‌شود كه سوال‌هاى اساسى قبل از انتخاب را عوض مى‌كنند. براى مثال تبديل پرسش مهم چه كسى را انتخاب كنم به چه كسى انتخاب خواهد شد؛ يا از آن خطرناك‌تر سوال چه كنم تا فرد محبوبم انتخاب شود به چه كنم تا جريان مقابلش انتخاب نشود، و آن موقع اصطلاحاتى مثل راى سلبى و ايجابى بين مردم جا باز مى‌كند. //// سوالی که پیش میاد این هست که درسته ما طرفدار پروپاقرص یادداشت های شما هستیم و درسته که کنکور شوخی بردار نیست ولی آیا درسته شما طرفدار داستان و یادداشت های بنده نباشین و نخونیدشون ؟ :D
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/١٥
١
٠
اولا كه خيلى ممنون از نظرتون. ثانيا خيلى شرمنده كه وقت نكردم خدمت مطالبتون برسم :)) . ثالثا همين الان به اخرين مطلب شما رجوع و نظر مقتضى را ارائه خواهم كرد. با تشكر :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/١٦
٠
٠
باعث خرسندی هست :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤