خراب دوست / شعر
شعر

خراب دوست / شعر

نویسنده : سایت جیم

سیدمحمدعلی رضایی

تنها نه بین خلق مرا وا گذاشتی

سرمایه‌ی مرا به تماشا گذاشتی

آخر مرا گذشتی و تنها گذاشتی

ای دوست، روی عهد خودت پا گذاشتی

دام است چاره‌ای که تو اینبار کرده‌ای

این هیزم تری که تلنبار کرده‌ای

خود را- قبول کن که- گرفتار کرده‌ای

خاکستر است این که تو برجا گذاشتی

روزی یقین به چاه رود یا طناب دوست

راحت کسی که بگذرد از انتخاب دوست

ای دل بنا نشد که نباشی خراب دوست؟

اما دوباره طاقچه بالا گذاشتی

دیدی که من فتاده‌ام از پا نیامدی

اصلا برای من تو به دنیا نیامدی

گفتی کمک می‌آورم‌ام نیامدی

گفتی نمی‌گذارمت اما گذاشتی

پس شک مکن به دوستی بی دریغ هم

گفتی که نردبان همیم و رفیق هم

گر زخم می‌خوریم همان به ز تیغ هم

من را غمت مباد که تنها گذاشتی

دنیا دگر چه بر سرت آرد؟ فرار کن

او بی تو دل به کی بسپارد؟ فرار کن

دِ، شانه‌ی من و تو ندارد فرار کن

خب، روی نردبان خودت پا گذاشتی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رضا گروسی
رضا گروسی
٩٥/٠١/١٢
٠
٠
مصرع آخر بند چهارم کج تابی دارد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات