به مدافعان حرم... / شعر
شعر

به مدافعان حرم... / شعر

نویسنده : سایت جیم

رضا سهرابی

تا حس کنم نفس به نفس التهاب را

«تنها گذاشت این من بی انتخاب را»*

پرواز را به قول خودش برگزیده بود

رحمی نکرد غرقه‌ی امواج آب را

می‌رفت با شکوه و به تیر کنایه بست

با رفتنش جماعت عاشق مآب را

گفتند راویان جهادش که او چطور

شرمنده کرده در دل شب اضطراب را

در ازدحام سرخ سحر ایستاده بود

تا اهل شام سر نبرند آفتاب را

می‌تاخت او به دشمن و در خانه مادرش

سنگر گرفته بود حریم حجاب را

یک عده نان تازه و یک عده خون دل

خورده است هر کسی ثمرانقلاب را

...

نانش خمیر باد و زمینش کویر باد

پاشید هر که بر سرمان بذر خواب را

==================

*تضمینی از استاد عزیزم سید وحید سمنانی

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠١/١٤
٠
٠
یک عده نان تازه و یک عده خون دل... خورده است هر کسی ثمرانقلاب را... خیلی قشنگ بود ممنون
translator
translator
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
به به زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات