رضای خدا / شعر
شعر

رضای خدا / شعر

نویسنده : سایت جیم

مهرداد مهرابی

بیهوده دل مبند به دیدار آب‌ها

بین کویر تف زده بین سراب‌ها 

عکس «هزار منظره عبرت» نهفته است

در خاطرات چوبی دیروز قاب‌ها

آیینه تمام نمای قیامت‌اند

بیدار می‌شوند زمانی که خواب‌ها

ما نیز محو گندم ممنوعه می‌شویم

اینجا به نوبتند اگر آسیاب‌ها

در کار، تا رضای خدا نیست در میان

دل خوش مکن به هیچ یک از انتخاب‌ها

بی اعتنا به مسئله مشورت مباش

روشنگر است زمزمه‌ی آفتاب‌ها

بسیار شد که راه به مقصد نبرده‌اند

در ظاهرند اگر چه جلوتر شتاب‌ها

بی‌خود نظر به حاشیه‌ی موج‌ها مکن

از بین می‌روند تمام حباب‌ها

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١