داشتن و نداشتن...

داشتن و نداشتن...

نویسنده : h_khamooshi

روی شیشه مغازه؛ عبارت «کارت پستال مخصوص تبریک» با رنگ قرمز، خاموش و روشن می‌شد.

عجله داشتم، ماشین را کنار بلوار پارک کردم و رفتم کاغذ کادو و کارت و یک هدیه کوچک گرفتم. از مغازه آمدم بیرون. جوانی مغموم خیره به شیشه مغازه، خشکش زده بود. وسایل‌ها را گذاشتم و ماشین را سوار شدم. خواستم راه بیفتم، سمت راست را نگاه کردم، هنوز مبهوت و خاموش همان جا خشک شده بود.

صدایی در مغزم پیچید که نرووو، حکم یک چراغ قرمز شده بود برای ماشینم. ماشین را خاموش کردم و پیاده شدم. رفتم سمتش. ظاهرش را برانداز کردم، به ندارها نمی‌خورد.

پرسیدم: «به چی فکر می‌کنی؟»

- «به نداشتن»

گفتم این‌که غصه‌ای نیست، دستم را بردم تا از جیبم پول در بیاورم. دستم را گرفت و لبخندی تلخ زد.

گفت: «مادر ندارم».

رفت. درست در همان نقطه خشکم زد. به که خانه رسیدم روی مبل، خیره به کادوی‌هایی که روی میز بود، خشکم زده بود که زنم در حالی که غر می‌زد دیرمان شده پرسید: «به چی فکر می‌کنی؟»

- «به داشتن»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
واقعا حسی جالبی داشت این نوشته، ممنون:)
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
خواهش تشکر ک خوندین
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
چقدر خوب نوشته بودید. کوتاه و پر از حرف. عالی بود. قلمتون مستدام | کاشکی که قدر داشته هامون رو بدونیم...
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
مرسی کاشکی...
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
چه پیام خوبی داشت..ممنون
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
تشکر ک خوندین
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠