مردی از کویر / شعر
شعر

مردی از کویر / شعر

نویسنده : سایت جیم

رضا قلی پور

می‌خواهم انتخاب کنم این کتاب را

این فصل‌های گمشده در التهاب را

این داستان مرد سفر کرده از زمین 

با کوله بار پر شده از اضطراب را

جنگی است در میانه‌ی میدان زندگی

کز چشم خسته می‌درد احساس خواب را

من یوسفم که صورتم از غصه‌ها شکست

دیگر کسی نمی‌خرد این بی‌نقاب را

گاهی برای لمس تن لخت عاشقی 

باید به بردگی بدهم انتخاب را

چون مردی از کویرم و او می‌دواندم

وهمی که دور کرده ز من چشم آب را

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هورام
هورام
٩٥/٠١/١١
٠
٠
سپاااااااس..:))
پربازدیدتریـــن ها
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
وقتی فقر در کشورمان بی داد می کند

کدام اولویت است؟

٩٦/٠٧/٢٩
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
فصل تاریکی

بی نقطه بی پایان

٩٦/٠٧/٢٩
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
دلم همان را می خواهد

انگشتر دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٢٩
و مهرم تا ابد کاش با من باشد

دختر پاییز

٩٦/٠٧/٣٠
یارا بگو تو با مایی

خرابات عشق

٩٦/٠٧/٣٠
می خواهم برایتان از شیرقهوه بگویم

یک تجربه فوق العاده

٩٦/٠٧/٣٠
تبلیغات