خودت انتخاب کن
یادداشت

خودت انتخاب کن

نویسنده : سایت جیم

فاطمه صمدی پور

اولین دفعه‌ای ک خودم، تنهایی و با اقتدار چیزی را انتخاب کردم کاملا به یاد دارم. دقیقا یک سال و دو ماه داشتم که با اعتماد به نفسی بی‌مثال در داروخانه روبه‌روی آقای فروشنده که سه عدد پستانک را روی میز گذاشته بود، پستانک صورتی را انتخاب کرده و به پدرم لبخند زدم! انتخاب بعدی‌ام چهار ماه بعد بود، وقتی بین شیر مادر و شیر گاو در نهایت کودکی و کم خردی گزینه دوم را انتخاب و خودم را از بهترین و محبوب‌ترین غذای دنیا محروم کردم.

بعد از این دو دفعه، پدر و مادرم که شاهد رفتار و انتخاب‌های ضد و نقیض من بودند، کمتر بنده را در شرایط انتخاب قرار می‌دادند، یعنی در واقع فقط یک گزینه را روی میز می‌گذاشتند که من به ناچار مجبور به پذیرش و نه انتخاب آن می‌شدم! این اتفاق حتی در زمان انتخاب رشته هم افتاد و من دقیقا مثل یک سال و دوماهگی‌ام، سینه‌ام را سپر کرده و گفتم فقط هنر! لحنم آن‌قدر مصمم و جدی بود که پدر و مادر تلاشی برای عوض کردن نظرم نکنند و فقط آهی از ته دل برای دکتر نشدن من بکشند. انتخاب‌های بعدی‌ام تقریبا با توافق پدر و مادر صورت گرفت تا رسیدیم به مهم‌ترین و خاص‌ترین و سرنوشت‌سازترین اتفاق زندگی؛ انتخاب همسر!

این انتخاب قدری محدودتر بود، چون به هر حال من ابتدا باید انتخاب می‌شدم. این بار هم آن حس سرکش کودکی، آن حق مسلم، آن... کاری کرد که باز هم خودم انتخاب کنم یا بهتر بگویم انتخاب کنیم! همسرم جزو گزینه‌های روی میز نبود، یعنی راستش اصلا گزینه نبود، بهترین انتخاب ممکن بود از نظر من.

بعد از ازدواج انتخاب‌هایم عقلانی‌تر و هدفمندتر شدند. انتخاب‌هایی که هم درست بودند هم اشتباه.

فکر که می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که اگر پزشکی خوانده بودم و با مهندس امیری همکار برادرم ازدواج کرده بودم و اگر زن خانه‌داری بودم شاید بیشتر مورد قبول اطرافیان قرار می‌گرفتم اما حال من یک عکاس پر مشغله‌ام که با یک نویسنده دوست داشتنی ازدواج کرده و خیلی خوب می‌داند که نباید به فرزندش حق انتخاب شیر گاو را بدهد! من حالا حالم خوب است و از همه انتخاب‌هایم هر چند بد و نادرست، راضی‌ام. انتخاب‌های نادرستم باعث انتخاب‌های درست بعدی‌ام شد. راستش را بخواهید به نظرم حق انتخاب از چیزی که انتخاب می‌کنیم خیلی مهم‌تر است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
مسئلتن: آقا چند اثر برگزیده شده؟! و تا کی قراره مطالبو بذارید تو سایت؟نگرانیمآ:)))
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
آغاز و میانه داشت ولی پایانش پایان خوبی نبود. پایانی بود که مخاطب بعدش میگه که چی؟
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات