آرزوهایی که نیست/ شعر
شعر

آرزوهایی که نیست/ شعر

نویسنده : سایت جیم

محسن اراک

روی دیوار دلم با خط زیبایی که نیست

می‌نویسم دفتری از آرزوهایی که نیست

می نشینی روبرویم با مداد قرمزت

باز خطی می‌کشی بر (آب، بابایی) که نیست

تا قلم را توی دستانت تکانی می‌دهی

شور چشمانت دلم را می‌برد جایی که نیست

زود بر می‌خیزم و از خانه بیرون می‌روم

می‌دوم تا کوچه اما با دل و پایی که نیست

می‌نشینم بر زمین خیس و باران می‌‌خورم

می‌رسی از راه با فنجانی از چایی که نیست

با خودم یک لحظه می‌گویم که آیا می‌شود

دست من باشد میان دست حوایی که نیست

می‌نشینی در کنارم می‌شوی نزدیک‌تر

هستی‌ام یخ می‌زند از سوز سرمایی که نیست

تا سرت نزدیک گوشم می‌رسد تب می‌کنم

باز می‌بوسی مرا با شور لب‌هایی که نیست

باز می‌خندی و می‌گویی که وقت رفتن است

باز می‌گریم به پای آن قدم‌هایی که نیست

می‌روی و باز هم در کوچه‌ها گم می‌شوم

تا همیشه در پی حل معمایی که نیست

کاش می‌ماندی کنارم تا برایت گل کند

واژه‌های شعر (شیدا) در غزل‌هایی که نیست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
عالی، موفق باشید
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
چ زیبا
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨