لطفا انسان بمانید!
یادداشت

لطفا انسان بمانید!

نویسنده : سایت جیم

ابوالفضل اعتمادی

در خیالت به سوی آرزوهایت پرواز می‌کنی . از جاه بلندت آنقدر به خورشید نزدیک می‌شوی که پرهایت شعله‌ور می‌شوند.

اشتباه خود را گردن تقدیر می‌اندازی. روی کشتی امیدت که روزی سکوی صعودت بود سقوط می‌کنی. 

امیدی به پرواز دوباره نداری چرا که برای بالا رفتن باید دود شوی و از نو خود را بسازی. پس کشتی خود را غرق می‌کنی تا بی دردسر هبوط کنی. غم درونت فریاد می‌زند. در بند گذشته و جا مانده از آینده، نا امید از ادامه دادن در حال آب می‌شوی. 

بدون میل به دانستن این‌که در همین حال چه چیز در جریان است و چه چیز آن را در جریان نگاه داشته. میان عدم و هستی، تو بودن بدون زندگی کردن را انتخاب کردی. دریای سقوطت به بزرگی آسمان پروازت نیست، اما رنگش را از آن می‌گیرد .

بیدار شو؛ روی آب بیا. آسمان پرواز تو سوی خودش را، هر چند کوتاه، از یاد نمی‌برد. تو به اختیار خودت وارد دنیای وجود نشدی، اما تو انتخاب می‌کنی چگونه در دنیا وجود داشته باشی.

پدر من هم در آسمان زندگی می‌کرد. او هم روزی سقوط کرد. او انتخاب نکرده بود که انسان باشد،

اما انتخاب کرد که انسان بماند، سپس در آسمان غرق شد نه در دریا .

امضا: ماهیگیر

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
^_^
^_^
٩٥/٠١/١١
٠
٠
عاااالی:)بهترین یادداشتی بود که من تاحالا خوندم:))))موفق باشید:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤