فتوای من / شعر
شعری سروده خودم

فتوای من / شعر

نویسنده : PDrAM

عاشق شدم اما گذر از عشق ندانم

غرق گشته در این وادی ایمن به گمانم

شهزاد و یل و شاعر و رندانه طبیبم

اما چه رود پیش تو خونریز، بیانم

تردید بزرگی است میان غم و لبخند

رحمی بنما، طاقت اخمت نتوانم

صدلشگر وحشی و دو چشم و من تنها

لا حول ولا قوه «شد ورد زبانم»

افسوس که مهتاب مرا دیدی و گفتی

سوگند که ماه رمضان مو نفشانم

بشنو که مرا وحی خدا داده امیدی

عید است چو ابروی تو را داده نشانم

یک جمله به دیوار کج خانه نوشتم

از غم شده بر لب صنما دیده و جانم

تاخیر حضور و غم و سردی و ندیدن

تردید تو آتش زده بر جسم و روانم

دوری مکن ای یار که فتوای من این است:

آغوش تو آرامگه و لب‌های تو خوانم

(محمد ایوبی‌نیا)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
شما شعراتون همیشه قشنگه لذت میبرم:) فقط این مصرع اخر و مصرع دوم یکم وزنش نادرست نبود؟یا من نتونستم بخونم؟
PDrAM
PDrAM
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
سلام و درود... متشکرم از لطفتون غزاله خانم بلیا..کمی مشکل وزنی داره:)
zakhar
zakhar
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
:)
PDrAM
PDrAM
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
درود بر شما:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
به به بازم از شعرای دکتر. یکی از 4 نفری که وقتی شعر می فرستن واسه سایت آدم حظ می کنه
PDrAM
PDrAM
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
قربونت مجتبی جون..لطف داری عزیزم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠