شیرین سخن / شعر
شعری سروده خودم

شیرین سخن / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

ای دلبر شیرین سخنِ من 

ای‌نرگس‌ و یاس ‌و سوسنِ‌ من 

در پهنه‌یِ آسمانِ آبی

همراهِ تو پر گشودنِ من 

ای هستیِ من٬ تمامِ جانم 

تنها گُلِ باغ و گلشنِ من 

در دفترِ شعرِ من نگنجد 

وصفت به زبانِ الکنِ من 

از آمدنِ عشق به سینه 

با لطفِ‌ تو٬ ما گشته منِ‌ من 

ای مَحرمِ رازِ دلِ حامی 

دامانِ تو ٬ گشته مأمنِ من

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
سلام علیکم. به به بازم یک شعر ناب از آقای سلیمان حسنی عزیز. لذت بردم :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
سلام جناب علیرضا:سپاسگزارم ازمحبت شما دلتون شاد
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
بح بح! لذت بردیم استاد.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
سلام :خیلی متشکرم آقای مداحی‌زنده وپاینده باشید.
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
در وصف که بود استاد ؟ اذت بردیم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
سلام ودرودبرشما:ممنونم ازحضور ولطف جنابعالی‌دلتون شاد وخداحامیتان
h_khazae
h_khazae
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
سلام...خیلی قشنگ بود..
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات