شیر زن ذلیل و گاو!

شیر زن ذلیل و گاو!

نویسنده : sayedala-tagh

شیر و رفقایش نشسته بودند و ناشتایی می‌خوردند و خوش می‌گذراندند.....
بین صحبت،  شیره نگاهی به ساعتش می‌اندازد و می‌گوید:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی می‌زند و می‌گوید: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید:
"توی خونه یه شیر منتظرمه! نه یه گاوی مثل تو !"

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٤
٢
٠
آفرین... به شیر:))جالب بود ممنون.
maryam
maryam
٩١/١١/١٥
٠
٠
اوووووووووووووول.اره افرين به شير.
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/١٤
٢
٠
اوف .....چه جمله ای...زد تو دهنش..........مردادیا مثل شیرن....مرد و زنش ......
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/١٤
١
٠
عجب جمله ی زیبایی و عجب گاو زن ذلیلی!ممنون جالب بود
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٤
٠
٠
قدیمی اما قابل تأمل !
maryam
maryam
٩١/١١/١٥
٠
٠
جالب بود....
bye
bye
٩١/١١/١٦
٠
٠
thank you so much
j-kargar
j-kargar
٩١/١١/١٧
٠
٠
حالا اون یه چیزی گفته شما جدی نگیر اخه ما مردای این دوره زمونه از این حرفا نمی زنیم.
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٧
٠
٠
آره خو راس گفته....... خیلی با حال بود...... :))))))))))))))))) مرسی.....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات