چند پیشنهاد شیرین کتابی
چند کتاب وسوسه انگیز برای کسانی که زیاد اهل مطالعه نیستند

چند پیشنهاد شیرین کتابی

نویسنده : شطرنجی

بعضی کتاب‌ها هستند که وقتی بازشان می‌کنیم، آنقدر زوربازو دارند و چرب زبانند که نمی‌شود کنارشان گذاشت، حوصله‌ات را سر نمی‌کشند، نه شیرینی‌شان دلت را می‌زند و نه تلخی‌شان حالت را دگرگون می‌کند. کتاب‌هایی که هرچند اگر سال‌ها پیش نوشته شده باشند و بارها خوانده باشیم‌شان، باز هم جدید هستند، باز هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

چند کتابی که با سلیقه خودمان برای‌تان گرده آوری کرده‌ایم، بخش‌هایی کوتاه و دل نشینی هستند از برجسته‌ترین آثاری که تا کنون به مطالعه آن‌ها نائل گردیده‌ایم و خواندن آن‌ها را به شما با دسر تشدید پیشنهاد و به وجد آمدن شما از مطالعه این کتاب‌ها را ضمانت می‌کنیم .

 

|| تقویم تنهایی

مجموعه اشعار 1389-1390

شاعر: علیرضا سپاهی لایین 

ناشر: سپیده باوران

قیمت: 12000 تومان

**

بخوان این شعر را گاهی اگر خونت بجوش آمد

اگر دیدی بجای می فروش آدم فروش آمد

در این شعرم هزاران کوزه پنهان کرده‌ام، شاید

پس از ما نوبت می خوارگان سخت کوش آمد

بپیما جام‌ها از شعر من یک صبح بارانی...

اگر دیدی که از خاکم صدای نوش نوش آمد

مباد اما ریاکاران مسجد را بنوشانی

که دیدم کمتر از این آب‌ها جاهل به هوش آمد

چنین کاین بت پرستان پاچه می‌گیرند از مستان

بیا بنشین که از جوبارهای نیمه شب شاید

صدای آبشار شعر و موسیقی به  گوش آمد

چرا لب تشنه‌ای؟ از بیت پایانم دری بگشا

همین حالا از این‌جا کوزه‌ای بر روی دوش آمد!

 

|| قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار

نویسنده: سید محمدعلی جمال‌زاده 

ناشر: انتشارات سخن

** 

کاکو شیرازی که نونوار شده بود با یک نوع افاده و خودنمایی در خیابان اسلامبول قدم می‌زد که گذرش به یک مغازه میوه فروشی افتاد که از جمله چند خیار نوبر سرگل در سینی برنجی نظرش را جلب کرد و دلش برای خیار وطنی غش رفت و پرسید: داداش خیارها به چند؟

میوه فروش کهنه کار نگاهی به قد و قامت و سر و وضع او انداخته و فهمید از چه قماش است، با یک نوع بی‌اعتنایی سرش را بلند کرد و گفت: اینها باب دندان تو نیست...

 

|| چشم‌هایش

نویسنده: بزرگ علوی

ناشر: موسسه انتشارات نگاه

**

پرده «چشم‌هایش» صورت ساده زنی بیش نبود، صورت کشیده زنی که زلف‌هایش مانند قیر مذاب روی شانه‌هایش جاری بود، همه چیز این صورت محو است، بینی و گونه و دهان با رنگی تیره نمایانده شده بود، چشم‌ها با گیرندگی عجیبی به آدم نگاه می‌کردند اما خیرگی در آن نیست که قلب انسان را می‌خراشید.

آیا این چشم‌ها در لحظه‌ای بعد اشک خواهند ریخت؟یا خنده تلخی از آن جهیده؟

آیا این نگاه می‌خواهد کسی را به زندگی تشویق کند یا دل خسته‌ای را بچزاند؟

آیا این چشم‌های زنی است صادق یا موذی و گستاخ؟ زنی پرهیزگار یا زنی که می‌خواهد طعمه‌ای را به دام اندازد؟

مثل ماری که بخواهد خرگوشی را خواب کند طوری نگاهت می‌کرد که گویی می‌خواست رگ و پی را از گوشت و استخوان بیرون بکشد.

اما نه، انگار صاحب این چشم‌ها خود از چیزی درد می‌کشد.

چشم‌هایی دل انگیز که از نگاه او لطیف‌ترین تارهای روح انسانی به ارتعاش در می‌آید.

 

|| تکثیر تاسف انگیز پدربزرگ

نویسنده: نادر ابراهیمی 

ناشر: انتشارات تهران روز بهان

**

حرف همان است که گفتم. بخشی از آزادی، آزادی نیست، همانطور که پاره ای از حقیقت، حقیقت نیست. و یادتان باشد که شما آزادی آدم‌ها را در منطقه اقدام می‌توانید محدود کنید نه در منطقه عدم اقدام.

حکام مستبد می‌توانند زیر شکنجه، ما را وادار کنند که عقیده‌ای را که متعلق به خودمان نیست، ابراز کنیم؛ اما نمی‌توانند ما را صاحب راستین آن عقیده تحمیلی کنند؛ و می‌دانند که نتوانند. (که البته جورج اورول توی 1984ش ثابت کرد که این کار ممکنه و چه جورِ تاسف باری هم ...)

من تحت شرایطی، ممکن است علی رغم میل و اعتقادم فریاد بزنم: «زنده باد ظلم! جاوید باد فساد! پیروز باد استبداد! برقرار باد تمدن» اما این فریاد از قلب و مغز من برنمی‌خیزد؛ و مهم این است که هم من که فریاد زننده‌ام این را می‌دانم، همان آن کس که مرا تحت شرایط قرار داده و همان جهان خاموش ناظری که هیچ نقشی در این واقعه ندارد. این فقط نمایشی از درماندگی استبدادگرایان است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
دوتا وسطيا رو خوندم. خيلي عالين. هم جمالزاده هم بزرگ جان علوي:) كافه كتابم كه تو اعماق حلقم...:)
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
پیشنهاد من شنل گوگول
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
از نویسندگان روسیه غافل نشید
شطرنجی
شطرنجی
٩٥/٠١/٠٨
٢
٠
الهام : اون دوتا تجویز من هستن " واقعا معرکه هستن " بی نظیر :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
من نمي دونم چرا با داستان هاي روسي اصلا ارتباط برقرار نمي‌كنم. امروز كتا "برادران كارامازوف" رو بعد و سه ماه كه دستم بود 150 صفحشو خونده بودم، بردم پس دادم به كتابخونه. اصلا جلو نمي رفت داستان:(((
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
اون شكلاته رو مي‌خوام :((((
شطرنجی
شطرنجی
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
الهام : شکلاته هم تو رو میخواد زهرا جون :d
na_amini
na_amini
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
کاش کتابای جدید تر معرفی می کردید اینا همش تکراری بود
شطرنجی
شطرنجی
٩٥/٠١/٠٨
٢
٠
الهام : هدف ما پیشنهاد دادن کتاب هایی از بین کتبی که خودمون مطالعه داشتیم و همچنین عناوینی که کمتر کسی پیدا میشه از خوندن اونها پشیمون بشه " در واقع یک جور کتاب تضمینی با اصالت از نویسنده های اصیل "
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
فضای کتاب اول با بقیه معرفی ها سازگاری نداشت انگار. ولی شعری که ازش انتخاب کردین قشنگ بود. و کلا کتابای خوبی معرفی شده. ممنون :)
شطرنجی
شطرنجی
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
الهام : ممنون که افتخار دادین " خرسند شدیم " ^_^ سلیقه ای بود و ما دو نفر بودیم . کتاب اول و اخر سلیقه فهمیه بانو . کتاب دوم و سوم انتخاب و تجویز من بودن :)
maede
maede
٩٥/٠١/٠٨
١
٠
ممنون از پیشنهادا :) عکسا هم خیلی خوب بود،آفرین
شطرنجی
شطرنجی
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
الهام : خوشحالم که خوشتون اومده , کتاب دوم و سوم رو حتما مطالعه کنین :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
ممنون از معرفی کتابا، فقط یه چیزی چرا مطلباتون نسبت به گروهای دیگه کمه؟ یا من اشتباه می کنم؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
بله یه مطلبمون رو به دلیل حساس بودن موضوعمون و ریزه کاری زیاد داشتن حذف کردن. جایگزین رو متاسفانه نتونستم به موقع برسونیم. دوست داشتیم که اول بشیم... :((
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
عه چه بد:( تو امتیاز دهی موثره؟ اگه آره که خیلی حیف شد خیلی خوب کار کرده بودید
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
سلام دوستی که برادران کارامازوف را پس دادید خواندن رمان روسی احتیاج به فکر باز دارد قطعا فردی که از جمال زاده داستان می خواند هنگام خواندن برادران کاراماز ف به بمبست تردید می رسد پیشنهاد من شروع با اثار سبکتر مانند اثار چخوف است
na_amini
na_amini
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
موافقم تازه برای خواندن برادران کارامازوف باید درخت شجرنامه و خلاصه اهم بنویسیم که هرچی جلوتر میره راحت تر بخونیم
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
در ضمن دوستانی که حرف از اصالت می زنند توجه کنند به جملات مارک تواین
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
ببخشید ادمین امروز یه اشتباهی کرده من اون جوابهارو برای این نظرتون نداده بودم.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
دوست محترم بنده اگر گفتم دو کتابی که خودم معرفی کردم کتب اصیلی هستند ؛ دلیل بر این نیست که کتابی که شما و دیگر دوستان از خوندشون لذت بردین بی اصالت باشه.همه ی دوستانی هم که اینجا هستند از قشر روشن فکر و آدمهای دور از علم و مطالعه ای نیستند که شما بهشون برچسب نداشتن فکر باز بزنید، هیچ دلیلی هم نداره کتابی که برای شما کشش زیاد داره برای دیگری هم داشته باشه ، من خودم کتاب فلسفی خیلی خوندم و کتاب ها رو به دیگران هم پیشنهاد حتی امانت هم دادم اما 90 درصدشون کتاب ها رو نخونده پس اوردن چون از خوندش لذت نبردن , حالا یا اون کتاب طبق سلیقه و خواستشون نبوده یا درکش نکردن یا چیزی که دنبالش می گشتن توی کتاب پیدا نکردن این دلیل نمیشه که من به اون ها بگم فکر بسته ای دارین و یا اون ها اگر گفتند از نویسنده ی مورد علاقه ی من خوششون نمیاد من بهشون توهین کنم . این پست هم یک پست سلیقه ای از تجربیات ما بوده همین و نه بیشتر.
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
بدبین نباشیم Здравствуйте و .. درودی است بر همه اهالی جیم
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٩
١
٠
نمی دانم چرا ادمها افکار زشت و منفی را پیشاپیش سپاه عقل خود قرار می دهند. بدون ندانستن اصل مسئله خوبی را منکر می شوند. در بدبینی هیچ سودی نیست.مانند جنگ با خانواده که کسی در ان پیروز نیست.
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
دباره سلام قصد توهین به کسی رو نداشتم چرا همیشه باید نیمه خالی لیوان رو ببینیم داستان فکر باز یا فکر بسته نیست مهم این است که ما فکر می کنیم. در هر صورت اگر ناراحت شدید. شرمنده بازم شرمنده دیگه بخشیدید.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤