موناریزه؟! ها!
بررسی طول و عرض مونالیزا (اثر داوینچی) از زاویه ای دیگر

موناریزه؟! ها!

نویسنده : m-ghorbani

‌لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در شهری کوچک در نزدیکی فلورانس در ایتالیا به دنیا آمد. او نه تنها یک نقاش بلکه یک دانشمند و مخترع نیز بود که ایده‌هایش قرن‌ها جلوتر از آن زمان بود. نوشته‌هایش که بیشتر از ۵۰۰ صفحه می‌باشد شامل موضوعات مختلفی از قبیل ستاره شناسی، آناتومی بدن انسان، گیاه شناسی، زمین شناسی و اختراعات گوناگونی است که هیچ گاه در دوران زندگیش به مرحله ظهور در نیامد.

به دلیل کنجکاوی زیاد، داوینچی همواره به دنبال کشف رازهای جهان پیرامون خود بود به عنوان مثال: چرا ماه نورافشانی می کند، آب بنا بر چه قوانینی پیرامون اجسان جامد حرکت می کند، چرا آسمان آبی است و ده‌ها رویداد غیرقابل توضیح دیگر در قرن پانزدهم. نقاشی وسیله ای بود که او می توانست یافته های علمی خود را در قالب تابلوهای گوناگون نشان دهد. نتها ۱۵ عدد از نقاشی‌های او باقی مانده است که در میان آنها مونالیزا از همه معروفتر می‌باشد.

داوینچی کار تابلو مونالیزا را پس از سه سال تلاش در سال ۱۵۰۶ بر روی قطعه ای از چوب کاج به پایان رسانید. مونالیزا با نگاه کنجکاوانه و لبخندی مرموز در تور خود به دور دنیا، که از موزه لوور شروع شد، نگاه میلیون‌ها نفر را از سراسر دنیا به خود جلب کرد. چیزی فراتر از یک نقاشی کهنسال در یک جعبه ضد گلوله در موزه لوور است که بی‌وقفه توجه بینندگان را به خود جلب می‌کند. واساری که سال‌ها در باره زندگی داوینچی تحقیق کرده است این تابلو را یک شاهکار منحصر به فرد می‌داند. نکته جالب توجه این‌جاست که واساری ابروهای مونالیزا به دقت در مقالات خود شرح می‌دهد در حالی که مونالیزا شخصی است که اصلا ابرو ندارد! داوینچی خیلی به این تابلو علاقه مند بود طوری که تا زمانی که مونالیزا را به فرانک اول پادشاه فرانسه نفروخته بود هیچگاه آن را از خود دور نمی‌کرد و همیشه این تابلو را حتی در مسافرت‌ها به همراه خود داشت.

تحقیقات نشان می‌دهد که سر مونالیزا بر اساس یک دایره شکل گرفته است که با نگاه کردن به تابلو می‌توان آن را تشخیص داد. طول و عرض مونالیزا (نه کل تابلو) دقیقا به اندازه ۴ و ۳ عدد از این دایره می‌باشد که مثلث معروف فیثاغورث (۳، ۴ و ۵) را تشکیل می‌دهد. شعاع این دایره دقیقا یک کف دست (7/8 سانتیمتر) به سیستم اندازه گیری آن زمان می‌باشد. بنا بر عقیده تعدادی از محققان، مونالیزا در حقیقت چهره خود داوینچی است که به طور بسیار ماهرانه‌ای در قالب مونالیزا به ظهور رسیده است.

این تابلو همچنین طی مرور زمان دچار تغییراتی شد و مردم این تابلو را با توجه به سلیقه خود تغییر دادند که نمونه‌ای از آن قابل مشاهده است. (البته اگر توجه کنید سعی شده تا این تابلو هر چه بیشتر امروزی شود.)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٠
٠
٠
جالب بود البته رازهای این تابلو خیلی بیشتر از این حرفاست که نمونه هایی ش رو می شه تو کتاب "راز داوینچی" دید. بعضی ها می گن دلیل شهرت این تابلو فقط سرقتش بوده و عده ای می گن به خاطر لبخندش که وقتی به خود لب هاش خیره بشی محو می شه اما وقتی به صورتش نگاه کنی دوباره شکل می گیره... یا همین که گفتید داوینچی خودش رو در این نقاشی پنهان کرده... در واقع این به گفته ای، این یکی از مهارت های داوینچی بوده که نقاشی هاش هم به زن شباهت داشتند و هم مرد.
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/١٠
١
٠
من هم می خواستم زیاد تر بنویسم ولی اگه مطلب خیلی طولانی باشه خواننده خسته می شود!
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
وااااااااای چه جالب!!!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
توی همین راز داوینچی گفته که چون حومه ی چپ از حومه ی راست پایین تره مونالیزا در چپ بزرگتر نشون داده شده که چپ نشان زنه و راست،مرد.بخونین این کتاب رو.
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
این رازو یکی بمام بگه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨