آينه يك پاره ماه شد / شعر
شعر

آينه يك پاره ماه شد / شعر

نویسنده : سایت جیم

خدابخش صفادل

در چار چوب آینه، زن ایستاده بود

با چادری سپید که بسیار ساده بود

با چادری سپيد از الیاف آفتاب

می‌شد دعای امشب‌اش انگار مستجاب

دستی کشید روسری اش رو به راه شد

دستی کشید، آینه يك پاره ماه شد...

تعظیم می‌کنند به او آبشارها

پاکیزه مي‌شود نفسش از غبارها 

اردیبهشت پیرهنش از شکوفه پر

یک باره می‌وزند به سمتش بهارها

هر پنج فصل باغ به او غبطه مي‌خورند

پر می‌کنند دامن او را انارها

حالا به گونه‌های خودش خیره می‌شود

جاری‌تر از همیشه خود جویبارها 

چونان مسافری که در آغاز جاده است

کِل می‌کشند باز برایش قطارها...

تسبیح را به گرمی دستان خود سپرد

نام تو را به روي لب آورد بارها

در جستجوی گمشده‌اش، رو به آسمان

گل داده بود شاخه‌ای از انتظارها

سجاده از شکفتن خود بی‌قرار شد

چادر به روی شانه‌ی زن آبشار شد

برگشت سمت پنجره، باران گرفته بود

حسی شگفت در دل او جان گرفته بود 

زن ایستاده بود و زمان ایستاده بود

او در كدام سمت جهان ایستاده بود؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
از وزن چیزی نمی دانم بدون در نظر گرفتن وزن شعر خوبی و زیبایی بود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات