هفت خوان نشر
درباره راه دشواری که یک نویسنده یا شاعر جوان برای دیده شدن باید طی کند

هفت خوان نشر

نویسنده : هنگ ژانادو

نمی‌دانم تا به حال درباره مصائب و مشکلات حوزه نشر و هفت خوانی که شاعران و نویسندگان تازه کار باید طی کنند تا کتاب خود را به چاپ برسانند شنیده‌اید. یک شاعر تازه کار شانس زیادی برای دیده شدن ندارد. او ناچار است اثرش را پیش ناشری ببرد که اساسا دلال کتاب است و در قبال هزینه‌ای که مولف پرداخت می‌کند اثر او را چاپ می‌کند اما هیچ کدام از وظایف دیگر یک ناشر مانند فروش یا توزیع و حتی طرح جلد را به عهده نمی‌گیرد.

در این میان اگر شاعر تا حد زیادی خوش شانس باشد یا به طریقی با مافیای حوزه نشر ارتباط داشته باشد و یا این‌که شخصیت مشهوری باشد که دلش خواسته برای تفریح کتابی چاپ کند، ممکن است بتواند با یکی از ناشران مشهور قراردادی ببندد و با تیراژ کمتر از هزارجلد صاحب کتاب شود. اما نکته حائز اهمیت این است که در این روش ، ناشر در ازای حق التالیف فقط 8 تا 15 درصد از سهم فروش را به عنوان حق التالیف به شاعر می‌پردازد که با تیراژهای مرسوم در ایران مبلغ بسیار ناچیزی می شود که درمواردی شاعر همان حق التالیف را نیز در ازای درج تیراژ اشتباه پشت جلد به ناشر می‌بخشد (چیزی که از آن به عنوان زیرمیزی در حوزه ناشر یاد می‌شود). یعنی وقتی در نمایشگاه به سراغ کتاب‌های شعر می‌رویم با انبوهی از اسم‌های جدید مواجه می‌شویم که دارای آثاری با چاپ‌های چهارم و پنجم هستند در حالی‌که تیراژ حقیقی هر نوبت چاپ  آن‌ها دویست نسخه بوده اما پشت جلد عدد هزار و صد درج شده است. 

اما در این میان شاعران مستعد زیادی وجود دارند که با طی کردن این راه دشوار توانسته‌اند بدون درگیر شدن با این مافیای مخوف روی پای خود بایستند و دیده شوند. شاعرانی که از شهرستان‌ها کار خود را شروع می‌کنند و آثارشان علاوه بر برگزیده شدن در معتبرترین جشنواره های کشوری توسط مشهورترین منتقدین این حوزه نقد می‌شود.

به همین بهانه گفت و گویی داشتیم با «فرسا خانجانی.» شاعری که این روزها ثابت کرده است می‌توان در این فضای مسموم تنفس کرد و سالم ماند و موفق شد.

+ سلام. لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی متوجه قریحه شاعرانه خود شدید.

- سلام! فرسا خانجانی هستم. از دوران دانشجویی سرودن شعر را آغاز کردم.البته در آن زمان شعر برای من جدی نبود تا این‌که سال 89 اولین مجموعه شعرم با عنوان «مردی که سایه‌اش قاب شده» توسط انتشارات استانی شلفین ساری منتشر شد. پس از آن مجموعه ی دوم من با عنوان «دریا در استکان من است» توسط انتشارات هزاره ققنوس و مجموعه سوم با نام «پرندگان سر به هوا» توسط انتشارات فصل پنجم به چاپ رسید.

+  چقدر با این جمله که «اگر در تهران هستید موفق ترید به خصوص در هنر» موافقید؟

- مطمئنا همینطور است. به هرحال در شهرستان شرایط مهیا نیست. نه جلسات شعر معتبری برگزار می‌شود و نه برای ارائه اشعار تریبون وجود دارد. مثالی که  همیشه می‌زنم اما شاید درمورد خودم صادق نباشد این است که هنرمندان در شهرستان‌ها همانند درختان تنومندی هستند که در دره رشد کرده‌اند. هرچه بلند و تنومند باشند دیده نمی‌شوند. اما اگر یک شاخه گل در ارتفاعات رشد کند همه آن را با انگشت نشان می‌دهند و این اتفاقی است که در تهران می‌افتد.

+ علت اینکه «پرندگان سر به هوا» در طول چند ماه به چاپ سوم می‌رسد اما دو کتاب قبلی پس از چند سال، نه در کتابفروشی‌ها پیدا می‌شوند و نه چاپ آن‌ها تجدید می‌گردد چیست؟ ارتقای سطح کیفی فرسا خانجانی یا ناشر؟

- «مردی که سایه اش قاب شده» به چاپ دوم رسید اما به علت شرایط نامساعد پخش کتاب، در همان وضعیت متوقف شد و مجموعه «دریا در استکان من است» به علت پایین بودن تیراژ نتوانستم حسابی روی آن باز کنم اما این‌که ـپرندگان سربه هوا« به چاپ سوم رسید با تلاش خودم بود. اگر سطح کیفی کتاب بالا باشد قطعا در میزان فروش موثر است اما قبل از آن میزان شناخته شده بودن شاعر در فروش کتاب تاثیر دارد. هر چه میزان تبلیغات بیشتر باشد و هرچقدر کسانی که کتاب را تایید می‌کنند جایگاه شناخته شده‌تری در جامعه ادبی داشته باشند، میزان فروش بیشتر خواهد بود.

+ پس احتمالا قبول دارید که مخاطب در انتخاب مجموعه شعر به نام ناشر توجه بیشتری دارد؟

- اینکه مخاطب به نام انتشارات توجه کند طبیعی است. زیرا بعضی ناشران به جهت بهبود سطح کیفی خود حاضر به چاپ هر کتابی نیستند، هر چند که گاهی آثارضعیفی نیز توسط این ناشرها منتشر می‌شود که بعد از چاپ، مخاطب فقط به علت نام ناشر آن را خریداری می‌کند. من هم به دلیل این‌که با این مسائل سر و کار دارم در انتخاب کتاب شعر، نام انتشارات برایم اهمیت دارد.

+ خانم لیلاکردبچه اخیرا در یادداشت‌های هفتگی خود در یکی از روزنامه‌ها پرده از دست‌های پشت پرده حوزه نشر بر می‌دارند، تا به حال با این موارد برخورد داشته‌اید؟

- متاسفانه یادداشت‌های ایشان را نخوانده‌ام اما همه ما به نوعی درگیر این قضایا هستیم. برای من نیز اتفاق افتاد که ناشر در ازای سود فروش چاپ اول حاضر بود کتاب را به چاپ دوم برساند. اما این‌که کتاب با حداقل تیراژ به چاپ‌های بعدی برسد را نمی‌پسندم، متاسفانه این مسئله در بین ناشران وجود دارد و اکثر ناشران ما به نوعی دلال کتاب به حساب می‌‌آیند و بجای تمرکز بر روی کیفیت کارها، تنها به هزینه‌ای که مولف پرداخت می‌کند فکر می‌‌کنند.

+  با این وضع چقدر احتمال دارد شاعر شدن را کنار بگذارید؟

- در شعر و آفرینش آن لذتی هست که حتی اگر هیچ کس موافق تو نباشد باز هم به سمت شعر و خلق آن می‌روی. به همین علت فکر نمی‌کنم چیزی باعث شود که از شعر گفتن دور شوم و فکر می‌کنم با سرودن شعر احساس بهتری نسبت به خودم دارم. حال این‌که جامعه ادبی پذیرای اشعارم باشد یا خیر را زمان مشخص می‌کند اما اعتقاد دارم شعر راه و مخاطب خود را پیدا می‌کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٧
١
١
ایشون گفتن که روی پای خودشون ایستادن و به اینجا رسیدن اما من توی سوالات چیزی ندیدم که راهنمایی باشه برای ما افرادی که می خوایم این راه رو طی کنیم و به موفقیت برسیم ،چطوری تونسته موفق بشه ؟هیچ چالش و مشکلی براش پیش نیومده ؟ انتشارات استانی ساری صرفا جهت کیفیت داشتن اشعار اون ها رو چاپ کرده یا در ازای چاپ یک سری مزایا که خاص نویسندس رو به نفع خودش برداشته ؟ . پاراگراف آخر گفته شده که ناشرها بیشتر دلال هستند تا ناشر " ایشون در اوایل کارشون چطور با این مشکل کنار اومدن و چه راهکاری رو برای دیگر نویسنده های جوان ارائه میدن ؟ " - تشکر -
y-naeemi
y-naeemi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
متاسفانه به علت محدودیت در تعداد کلمات مجبور بودیم قسمت هایی از مصاحبه روحذف کنیم اما به عنوان تجربیات شخصی که در متن بیان شد باید بگم بهترین راه برای موفق شدن در این عرصه شرکت در جشنواره های معتبر هست که معمولا آثار برگزیده این جشنواره توسط ناشران کنش گر و معتبر چاپ میشه و علاوه بر اون تمامی مسئولیت های توزیع کتاب و تبلیغات رو ناشر انجام میده! در ضمن طبیعیه که ایشون راه پر فراز و نشیبی رو طی کردن تا اینکه انتشارات فصل پنجم با ایشون قرارداد بسته ولی نکته ای که وجود داره اینه که یک نویسنده یا شاعر همیشه باید به حرفه ای بودن ناشراطمینان داشته باشه و از طرفی با این همه ناملایمات کنار بیاد و سرخورده نشه.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
درسته ولی خب همه میدونیم تو یک مسابقه مثلا نقطه سر خط 900 نفر شرکت کردن تو جشنواره ها من شرکت نکردم اما اونجا باید خیلی بیشتر باشن و شانس انتخاب شدید پایینه ... به هرحال " تشکر "
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
منم موافقم! هنر تو تهران رشد قوی تری داره. طرف شهرستان زندگی میکنه، میخواد شعراشو ببره به یه آدم خبره نشون بده چهارتا نقد و نظر بشنوه منتهی کسی و پیدا نمیکنه! باز مشهدم تو این مورد شاید یه جورایی قابل تامل باشه ولی شهرستانا واقعاً نه. بیشترشون باید دست به دامن دنیای مجازی بشن تا شااااید یه استارت کوچیکی بخوره کارشون. شاید زمانی رو که باید بگذرونن تا به هدفشون برسن خیلی بیشتر از اون کسی باشه که ساکن تهران ه.
y-naeemi
y-naeemi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
البته این قضیه این روزا یه مقدار بهتر شده ! جشنواره های کشوری و فضای مجازی تا حدودی به کمک تازه کارها اومدن به طور مثال من به صورت مکرر از نظرات دکتر لیلا کردبچه و گروس عبدالملکیان عزیز استفاده می کردم ! اما در مورد چاپ کتاب فقط باید به سراغ ناشر تهرانی رفت !
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی خوب ه... منتهی کمن کسایی که به صورت مجازی وقت بزارن برای نقد و بررسی.
y-naeemi
y-naeemi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
بله متاسفانه در هر صورت تا یکسان شدن شرایط بین تهران و شهرستان ها خیلی فاصله داریم
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون از زحمات دوستان. دست همگي درد نكنه. مطلب خوبي بود...
y-naeemi
y-naeemi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی ممنون از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
سلام:انتشاراتی هم هستندکه باحداقل هزینه کتاب راچاپ میکنندولی کاری به توزیع کتاب ندارند.به نظرم همه چی به تلاش شاعربستگی دارد.یک نفررا میشناسم که درنمایشگاهها کتابش را عرضه میکردوبه چاپ ششم هم رسیده.خودم که برای چاپ کتاب این مشکلات رانداشتم.البته همه جا انسانهایی هستندکه سوءاستفاده میکنند.
Cold
Cold
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
چقد مثال قشنگی زدن ایشون...بنظر من هم جای هنر تو کشور ما فقط تهرانه...میشه توی بقیه شهر ها از هنر به جایی رسید ، اما بینهایت سخته....من خودم یه نفر رو میشناسم توی یه جلسه شعر تو تهران چند تا هایکو خوند ، یه نفر خوشش اومد و بهش کمک کرد و مجموعه هایکو هاش همین چند ماه پیش منتشر شد....این اتفاق 100 سال تو مشهد نمیفته...خیلی موضوع جالب و خوبی بود واقعا :) خسته نباشید
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠