آتلیه / شعر
شعر

آتلیه / شعر

نویسنده : سایت جیم

ناصرفرزین

آتلیه پیوند چشم‌هاست

دیروز عکاسی دوره گرد

از سرزمینی دور

این‌جا آرام می‌گرفت

و یک روز بعد تو می‌آمدی

دوربین تنها به تو لبخند می‌زد

تو در لنز گم بودی 

و من در چشمان تو

قاب‌های خالی

تورا انتخاب می‌کردند

توآمده بودی بمانی

نه با یک خاطره

نه با یک لبخند

تو انتخاب من بودی

نه دوربین‌ها

چشم‌ها که دروغ نمی‌گویند!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
بسیار خوب! با آرزوی موفقیت برای شما.
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
بیشتر به یک روایت می ماند خالی ازعناصر شعر فعل ها هم زیاد بودن
m_lahiji1
m_lahiji1
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی عالی بود
ناصر
ناصر
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم بله دوستان عناصرخیال کم بود...ممنون ازنظراتتون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات