کوچه خلوت / شعر
شعر

کوچه خلوت / شعر

نویسنده : سایت جیم

معصومه پاکروان

من عاشق مردی شدم علت ندارد 

یادم نمی‌آید ز کی، مدت ندارد 

بیچاره‌ای مثل خودم بیکار و بی‌عار

جز من کسی بر دیدنش رغبت ندارد 

این کیس عالی خانه‌اش در کوچه ماست 

اما نمی‌بیند مرا دقت ندارد 

او هم به من زل می‌زند در رفت و آمد 

در چشمش اما ذره‌ای حالت ندارد 

در کوچه روزی حرف خود را می‌زنم من

تهران چرا یک کوچه خلوت ندارد؟

همشیره می‌گوید به من از روی عادت 

با این‌که با من ذره‌ای نسبت ندارد 

شک کرده بودم یک زمانی زن گرفته 

در دستش اما حلقه و ساعت ندارد 

با هر بهانه می‌شود هم صحبت من 

اما برای بردنم همت ندارد 

در خواب خوش می‌بینمش هر شب کنارم 

اما چرا این خواب‌ها صحت ندارد؟

در روز روشن دیده من را با غریبه 

چیزی نمی‌گوید به ما! غیرت ندارد؟

مرد مجرد کم شده در دوره ما 

فکری به حال ما چرا دولت ندارد؟

باید ز چین صادر شود آقا و همسر

حتی اکر چشم و سر و صورت ندارد 

او انتخاب من شده در رای آخر 

اما نمی‌گیرد مرا جرات ندارد!

گاهی به او حق می‌دهم در زندگانی 

زیرا برای عاشقی فرصت ندارد 

از کودکی‌ها می‌دویده تا به امروز

نان دارد اما سفره‌اش برکت ندارد

دنبال سهمی از عدالت می‌دویم ما 

این سهم ما می‌باشد و منت ندارد 

روزی به او حرف خودم را می‌زنم من 

حس می‌کنم که گفتنش وحشت ندارد

از جانب من انتخابم خوب و جور است 

او میل با من بودن و وصلت ندارد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
وااااااااااااااااي چقدر عااااااااااالي بود. مرسي:))
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام. شعرتون واقعا خوب بود. ولی به نظرم توی این دو بیت، از موضوع اصلی پرش داشتید :«مرد مجرد کم شده در دوره ما / فکری به حال ما چرا دولت ندارد؟ // باید ز چین صادر شود آقا و همسر / حتی اکر چشم و سر و صورت ندارد» بیتهای دیگه ی شعر، همه راجع به عشق بین دو نفر هستش. ولی این دو بیت بیشتر حالت عمومی و انتقاد به جامعه دارن و به نظرم اگه از شعر حذف بشن، شعرتون یکدستی بهتری رو پیدا می کنه. *** نکته ی دیگه، بیت آخره؛ اولا به نظرم برای پایان مناسب نیست، چون داره بیت قبلش رو نقض می کنه:«او میل با من بودن و وصلت ندارد» یعنی "دختر" داستان شما، خودش هم می دونه که "پسر" علاقه ای بهش نداره، ولی با این حال بازم میخواد بره و از عشقش به اون بگه. این موضوع چندان منطقی به نظر نمیرسه! ثانیا، چند بیت بالاتر دقیقا همین حرفِ همین بیت گفته شده:«او انتخاب من شده در رای آخر / اما نمی‌گیرد مرا جرات ندارد!» همین بیت اول، کافی بود و بهتر. چون شما در ادامه، دلیل مخالفت پسر رو هم ذکر کردید. به نظرم، اگه بیت آخر رو از شعرتون، حذف کنید، شعر توی بهترین جای ممکن تموم میشه. البته اینها، نظر شخصی من بودند. با آرزوی موفقیتتون در مسابقه
لیلا فرهمند
لیلا فرهمند
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
با سلام و خسته نباشید آیا در بخش داوری نهایی شعر هم بنا به نظر داور جشنواره انتخاب صورت میگیره یا اینکه با سلایق مختلف اعضای سایت منتخبین مشخص می شوند.سپاس
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
کل انتخاب ها بر اساس نظر داور محترم جشنواره صورت می گیرد.
لیلا فرهمند
لیلا فرهمند
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
یه پیشنهاد در تقدیر نامه های برگزیدگان حتما نام داور جشنواره را لحاظ کنید ، افتخار بزرگیه میان این همه آثار ،شعری منتخب استاد باشه
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
شعر خوب و بی حرفی بود به نظرم ،با توجه به چند تا شعری که تا امروز خوندم فعلا یکی از کاندید های پر شانسه
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
شعر خوبی بود انتخاب قافیه هم میشه گفت خوب ولی میشد چندتا بیت را کلا حذف کرد و برخی کلمات را به کار نبرد مانند کیس
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات