زبان رود / شعر
شعر

زبان رود / شعر

نویسنده : سایت جیم

منصوره سادات علی پرست

نگاه کردم و مثل همیشه زود نگفتی

که «این فرار مداوم تو را چه سود ؟» نگفتی

سؤال کردم و سنگین، عمیق و پیچیده

نگاه کردی و حرفی اگر که بود نگفتی

مسیر رفتن تو دیگر اجتناب نداشت،

که دل بریدی و شعری به یاد بود نگفتی؟

به روی صحن خیالت چه رفته بود؟ دریغ! 

فقط سکوت و قیام و... سپس قعود... نگفتی!

لباس فرم تو گویا گرفته بود دلش

که راز داغی خود را به تار و پود نگفتی

نبودی آن دم آخر شبیه پیش از آن

چه بود نیتت آن دم؟ به این سرود نگفتی! 

عجیب دلزده بودی و خسته از گفتن  

که درد آخر خود را به آب رود نگفتی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
تبلیغات
تبلیغات