چتر تو... / شعر
شعر

چتر تو... / شعر

نویسنده : سایت جیم

زانیار محمدی نکو

 اتفاقا برعکس

پاییز فصل خوبی برای عاشق شدن بود

این وسط

نه تقصیر باران بود

نه چیز دیگری

فقط چتر تو

برای دو نفر جا نداشت.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
باز هم یه شعر کوتاه خوب، انشالا شاعران سایت نظر تخصصی میدن؛ لذت بردم.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
:) کوتاه و جالب ولی عجیبه نمیدونستم انقدر کوتاه هم میشه گفت:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
به نظرم برای گفتن شعر هایی به این اندازه کوتاه باید از گنجایش تمام واژگان قابل استفاده بهره برد "بر خلاف همیشه... این پاییز فصل عاشق شدن بود.. این میان... نه باران کاره ای بود.. و نه هرچیز دیگری.. این چتر تو بود که... برای هردویمان.. دیگر جایی نداشت" کوتاه بودن به تنهایی برای یک کار کافی نیست به نظرم... موفق باشید
سمیرام
سمیرام
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
موافقم
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
سلام شعر خوب است ولی با شروع اتفاقا بر عکس موافق نیستم چون این جور تداعی میکند که پاییز فصل عاشقی نیست چنانچه که خیلی از شاعران و نویسندکان پاییز را فصل عاشقی خوانده اند
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
من بیشتر از شعر لذت میبرم (گاهی هم یه نقدکی البت:) اما این بار سعی میکنم فقط لذت ببرم
md_ghanbari
md_ghanbari
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
قضیه چی بود چی چی شد دادا نه خسته
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
تبلیغات