پدر مادر ما طنزیم!
دل هر ذره را که بشکافی طنزی در میان بینی!

پدر مادر ما طنزیم!

نویسنده : Vr_takallom

هر کاری کنیم، چه بخواهیم یا نه، مردمانی واپسگرا هستیم. یعنی سرتا پای‌مان را طلا بگیرند باز هم «آخ از اون روزا» از زبان‌مان نمی‌افتد. امروز برای‌مان بدتر از دیروز و فردا بدتر از امروز. پس طبق روال، از امروز بدتر هم امکان ندارد! اصلا بر فرض همه این‌ها درست: رشد قیمت کالا اکیداً صعودی، آلودگی بینهایت، اخلاق کف آسفالت و چه و چه. ولی آیا این باعث می‌شود از حال خوب کن‌های اطراف چشم پوشی کنیم؟

کافی‌ست کمی چشم‌های‌تان را تیز کنید و گوش‌های‌تان را باز. خواهید دید هر رویداد و حادثه و هر متن و حرفی، چون طنزی بالقوه بر سرمان آوار می‌شود. به قول شاعر دل هر ذره که بشکافی... به عنوان مثال همین حوزه ورزش و بالاخص بانوان. تا به حال در هیچ مواردی سطح مسابقات از عالی پایین نیامده و نخواهد آمد، ماکزیمم مطلق! چه مسابقات محلات باشد چه جهانی. همیشه در پاسخ این‌که رقیب‌های شما در مسابقات کدام کشورها هستند؟ خواهید شنید: کره، ژاپن، چین، پاکستان، عراق، امارات، مالی، جزایر فارو، بورکینافاسو، گینه بیسائو، تانزانیا و... یعنی همه تیم‌ها رقیب‌شان هستند! (اعتراف ضمنی به ضعیف‌ترین تیم مسابقات بودن). وضع آقایان دست کمی ندارد. سرشار از طنز نهفته و مهیاست. در هر تیم برنده‌ای، مربیان عامل برد تیم را چنین بیان می‌کنند: «بچه‌ها نکات تاکتیکی(!) رو که بهشون گوشزد کردیم به نحو احسن انجام دادن و ما بردیم.» و در هر تیم بازنده‌ای استدلال مربیان چنین است: «متاسفانه بچه‌ها نکات تاکتیکی(!) رو که بهشون گوشزد کردیم نتونستند به نحو احسن انجام بدن و ما باختیم.» یک‌بار هم نشد که مربی بگوید: «تقصیر من بود، باختیم.» طنز نیست؟

بی‌انصافی ست از طنز حرف زد و نامی از مسابقات قویترین مردان(!) نیاورد. مسابقه قوی‌ترین مردانی که دریای نامتناهی از طنز در بسترش نهفته است. وضع مردان هم غالباً همین است: یا کلا آیتم، آیتم‌شان نیست، یا بند لیفتشان پاره شد و یا این‌که در تمرینات بهتر زدند. کسی هم که آن‌جا نیست تا یقه‌شان را بگیرد که مرد حسابی آخرش کدام آیتم، آیتم توست؟ خودت زور می‌کنی یا بند لیفتت؟ و همیشه هم که با وجود آسیب دیدگی قدیمی به عشق هوادارانشان(!) مسابقه را ادامه می‌دهند.

از ورزش جدا شده و وارد صدا و سیما می‌شویم. صحبت از طنز مقابل این نهاد، زیره به کرمان بردن است. باور کنید! یک چشمه‌اش را ببینید. لذت کشف بقیه‌اش با خود شما. آلبوم امپراتور مهدی یراحی و تراک «امشبم گذشت» را به خاطر بیاورید با شعری در وصف معشوق انشاءالله محرمش(!) «از کدوم مسیر، رد شدی گلم/ بی تو هر نفس، غصه میخورم/ تو که راحتی، من ازت جدام/ همه چیزمی، چی ازت بخوام...» حالا آهنگ را روی تصاویری از مسجد مقدس جمکران میکس و مونتاژ کنید. متاسفانه حاصلش قابل پخش از شبکه سراسری می‌شود. حالا پیدا کنید ربط این دو را!

یا در همین حوزه مثبت(!) ادبیات،کتابی داریم به اسم «تربیت نسوان»، نوشته یوسف اعتصامی که در آن از رعایت نشدن شان و منزلت زن ایرانی گله کرده است. آن وقت این جناب، به دخترش «رخشنده» تا پیش از ازدواج، اجازه چاپ شعرهایش را نمی‌داده! و حتی بعد از صدور اجازه، قرار شد دخترش با نام مستعار «پروین» شعرهایش را چاپ کند.

در سایر حوزه‌ها هم طنز ظریفی متبلور شده که پیدا کردنش کمی دقت می‌خواهد و بس. آن وقت یقیناً خنده از لبان‌تان گم نخواهد شد.حال وقتش رسیده که حال را دریابید و حالش را ببرید. غفلت موجب پشیمانی‌ست. باور کنید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢٥
٠
١
به نظر شما اصلا همین «نسوان» خودش توهین به خانوما نیست؟
Vr_takallom
Vr_takallom
٩٥/٠١/٢٥
١
٠
از نظر من خیر!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
یکم بالا پایین داشت مطلبتون البته از یک دوم میانی به بعد بهتر شد. مثلا اون اول خیلی به بقیه بخش ها که در مورد طنز بود ارتباط نداشت.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات