اتفاق لعنتی / شعر
شعر

اتفاق لعنتی / شعر

نویسنده : سایت جیم

ستار پرموزه 

باز هم آن اتفاق لعنتی رخ داده است

باز هم این چشم‌ها تا بوق سگ وامانده است

تو پسر دیوانه‌ای یک بار رفتی بس نبود؟

چه کنم وقتی دلم شیپور زد آماده است؟

هی فلش بک می‌زنم به زخم‌های پیش از او

تا فراموشش کنم، هه هه مگر این ساده است!؟

دارم عادت می‌کنم، به پخش جوهر روی آن

شعرهایش که در آن‌ها عکس من افتاده است

قصه‌هایی تیره در پشت غزل‌هایی سپید

شاید او هم روزی از چشم خدا افتاده است!

دست آخر می‌نویسم در پیامک من به او 

«یاعلی گفتیم و اینجا ابتدای جاده است»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
قشنگ بود..به روز بود فلاش بک و پیامک و .. فک میکنم یکم وزنش مشکل داش .. ولی مضمونش خوب بود و اینکه اشارش به انتخاب خیلی ریز بود من نفهمیدم:|
زینب
زینب
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
را ستی بچه ها داوری نهایی به عهده ی داور مسابقه است یا بچه های سایت تعیین می کنن؟؟؟؟ خدا کنه به عهده داور مسابقه باشه ، چون سلیقه ها مختلفه
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
زیبا بود ، فقط یک جاهایی احساس کردم وزن مشکل داشت . موفق باشید :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
از نظر وزن و ریتم یه کم مشکل داشت اما در نهایت شعر خوبی بود:)
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
نظرات تخصصی رو شاعرای سایت دادن، لذت بردم. موفق باشید!
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات