نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟
وقتی که عقل پایش را در کفش عشق می‌کند!

نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟

نویسنده : آپوقنر

«بسوزه پدر عاشقی»، «فلانی از دست رفت»، «با اولین نگاه یک دل نه صد دل عاشقش شد». بعید می‌دانم اگر این جملات در مورد خودتان صدق نکند، تا کنون مواردی از این قبیل را از دور و بری‌های خود نشنیده باشید. اگر در اطرافتان هم به گوشتان نخورده باشد در فیلم‌ها دیگر حتماً دیده‌اید. آیا تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید فردی که این جملات وصف حالش است دقیقاً در چه فازی قرار دارد؟ با قلب و احساسش کاری ندارم‌ها! منظورم عقل طرف است. می‌دانید در مغز این آدم‌ها چه می‌گذرد؟ چه بر سر این فرمانده‌ی همیشگی جسم و جان‌شان می‌آید و در این دوران عاشقی چگونه وظیفه‌ی خطیر خود را به انجام می‌رساند؟ بسیار خب، از آنجایی که می‌دانم الآن دیگر بسیار کنجکاو شده‌اید تا بدانید قضیه از چه قرار است، منتظرتان نمی‌گذارم. با ما همراه باشید تا این بار از یک منظر علمی و عقلانی با عشق رو‌به‌رو شویم. فقط همین ابتدا این نکته را یادآوری کنم عشقی که ملاک صحبت ماست همان عشق در یک نگاه خودمان است، نه دوست داشتن‌های جان گرفته و عمیق آینده!

 

|| عشق و عاشقی از منظر علم روان‌شناسی

ژان پیاژه‌ روان‌شناس رشد اخلاقی یک فرد را تابعی از رشد عقلانی او می‌داند. یعنی خیلی طبیعی است از فردی که عاقل‌تر است انتظار رفتار سنجیده‌تری را داشته باشیم. از طرفی دیگر اوج این رشد اخلاقی نیز در عشق ورزی خلاصه می‌شود. یعنی فردی که به بلوغ اخلاقی رسیده باشد با مفهوم عشق ورزی ناآشنا نیست و این قضیه را کاملاً درک می‌کند. این یعنی که در علم روان‌شناسی برخلاف باور عامه‌ی مردم، عاشقی کار عاقل‌هاست و آدم عاشق دیوانه نیست! به قول روان پزشک مشهور رنه آلندی «عشق ورزی یافته‌ی بزرگ آدمی در سیر تکامل روانی اوست».

 

|| علم زیست‌شناسی در این مورد چه می‌گوید؟

اگر از یک متخصص در این زمینه بپرسید که چرا یک فرد نسبت به فردی دیگر احساس عاشقی می‌کند، به احتمال زیاد اینگونه پاسخ می‌دهد: چون نیاز دارد! ما، به عنوان فرزندان انسان در تمام دوران زندگی‌مان از زمان شکل‌گیری نطفه، دوران جنینی و بدو ورود به این دنیای مادی و حتی بعد از آن هم نیازمند مراقبت و محافظت هستیم. برخلاف برخی از موجودات دیگر تنها و بدون حامی مطمئناً ادامه‌ی حیات برای‌مان مقدور نخواهد بود. این وابستگی برای یک انسان امری همیشگی و طبیعی است که در آینده‌ی ما به صورت عشق نمایان می‌شود؛ یک عشق زمینی برای تنها نبودن، برای بقا و برای زندگی کردن.

 

|| عاشقم من! عاشقی بی‌قرارم...

عشق در یک نگاه مسلماً فقط ناشی از جنبه‌های زیستی نیست. علاوه بر این، وقتی دو نفر همدیگر را می‌بینند چیزی در سطح ضمیر ناخودآگاه آن‌ها رخ می‌دهد که از آن به‌عنوان انتقال یا (Transfer) یاد می‌شود. یعنی فرد با این ذهنیت نهادینه شده‌ی همیشگی در وجودش که بله! من به عشق نیاز دارم، حالا یکسری تشابهات را از ناخودآگاهش و از دوران بچگی، بدون اینکه خودش بداند بر روی شخص مورد نظر منتقل می‌کند؛ مشابه ارتباطش با والدین و مشخصات ظاهری آن‌ها مثل قد، رنگ چشم، مدل مو، حالات چهره و ... . این انتقال، عشق در یک نگاه را ایجاد می‌کند که انواع مختلفی را شامل می‌شود. مثلاً، انتقال می‌تواند شناختی باشد یعنی لزوماً جنبه‌های ظاهری فرد در جلب توجه کردنش دخیل نیستند بلکه فرد در ضمیر ناخودآگاهش برداشت‌ها و شناختی از رفتار پدر و مادرش داشته که اینجا و در شخص مورد نظر خودش را نشان داده است. انتقال می‌تواند ایده‌آل نمایانه باشد؛ یعنی فرد عاشق یک تصویر ایده‌آل از پدر و مادری که دوست داشته را در ذهن خود ثبت کرده است و این ایده‌آل‌ها را در شخص مورد نظرش متجلی می‌بیند. می‌تواند انتقال دوقلونمایانه باشد؛ یعنی توجه به شخص مورد نظر ناشی از این حس باشد که ما خیلی شبیه به هم هستیم یا مصداق بارز همان مثال یک روح در دو بدن! علاوه بر این‌ها، انتقال می‌تواند رمانتیک و عاشقانه باشد. این مورد ناشی از قصه‌های عاشقانه‌ای است که در ضمیر ناخودآگاهمان در کودکی داشتیم و در آخر می‌تواند از نوع هیجانی هم باشد. یعنی آنچه که قبل‌ترها برای ما خیلی هیجان انگیز بوده با دیدن فرد مورد نظر در همان لحظه برای ما دوباره تداعی شده است و در نتیجه ما دوست داریم به سمت آن حرکت کنیم. 

 

|| مراحل عاشق شدن

نگاه به عشق از دیدگاه علمی حتی از این هم فراتر رفته و شخصی به نام هلن فیشر که یک انسان شناس تکاملی بوده عشق را در سه مرحله تقسیم‌بندی کرده است. مرحله‌ی اول جذب شدن یا همان Attraction است که هردو نفر به لحاظ ابعاد زمانی و مکانی در یک راستا و در یک مفهوم قرار می‌گیرند . مرحله‌ی دوم الحاق و الصاق یا همان Attachment and bonding است که هر دو نفر تمایل به آغاز یک رابطه و درکنار هم بودن دارند. مرحله‌ی ‌سوم نیز صمیمیت و تعهد است یا همان Intimacy and commitment . یعنی احساسی که دیگر قوی‌تر شده و ما را نسبت به طرف مقابلمان مسئول‌تر می‌کند. در هر یک از این مراحل در مغز ما با توجه به ناقلین عصبی اتفاقاتی می‌افتد که باعث می‌شود ما احساس عاشقی کنیم. اما چه اتفاقاتی؟!

 

|| هورمون‌های عشق

در مرحله‌ی جذب شدن، اپی نفرین (Epinephrine) یا همان آدرنالین (Adrenaline) و نوراپی نفرین (Norepinephrine) در مغز ترشح می‌شود. آدرنالین همان هورمونی است که باعث می‌شود ضربان قلب ما بالا برود، خواب‌مان کمتر شود و هشیارتر باشیم. یک فرد عاشق نیز تمام این حالات را تجربه می‌کند و هوش و حواسش تماماً پیش معشوق است. دوپامین و فنیل اتیل آمین (Phenylethylamine) نیز در مغز یک فرد عاشق ترشح می‌شود و هر دو میل به تکرار موضوع عشق را در فرد ایجاد می‌کند. بد نیست بدانید فنیل اتیل آمین فقط در کاکائو وجود دارد و به همین دلیل است که عشاق میل زیادی به خوردن شکلات دارند و به بهانه‌های مختلف به یکدیگر شکلات هدیه می‌دهند. 

علاوه بر این، اندکی اکسی توسین (Oxytocine) و وازوپرسین (Vasopressin) نیز در مغز ترشح می‌شود که هورمون‌های عشق و وفاداری هستند و در واقع امید و اعتماد بیشتری را برای افراد رقم می‌زنند. 

این هورمون‌ها همه در ابتدای شروع یک رابطه بالا می‌روند اما در مرحله‌ی بعدی میزان هورمون‌های دوپامین و اکسی توسین بسیار بیشتر می‌شود و علت آن ایجاد رابطه‌ی جنسی است. به همین دلیل ایجاد یک رابطه‌ی جنسی سالم باعث ترشح هورمون اکسی توسین و در نتیجه افزایش اعتماد و امید به زندگی می‌شود. دوپامین نیز چون رخوتی تکرار شونده در فرد ایجاد می‌کند باعث می‌شود دو نفر تمایل به در کنار هم بودن پیدا کنند. با تمام این اوصاف فراموش نکنید که این هورمون‌ها فقط در سه چهار سال ابتدایی زندگی مشترک در سطح بالایی قرار دارند و پس از آن، این خود افراد هستند که باید با شناخت و آگاهی رابطه‌ی عاشقانه‌ی خود را به مرحله‌ی صمیمیت و تعهد برسانند.

 

|| که عشق آسان نمود اول ولی...

راستش را بخواهید قبل از نوشتن این متن خودمان هم فکر نمی‌کردیم عشقی که سمبل احساس است تا این حد تحت تأثیر عقل و منطق قرار بگیرد. تقریباً غیر ممکن است که فقط در چند خط تعریف و تفسیر جامعی را در مورد آن ارائه داد. به هر حال، دنیای پیچیده و پر فراز و نشیب عشق را با هر عینکی که نگاه کنیم زیباست. در انتها نیز بهتان پیشنهاد می‌کنیم تست روان‌شناسی زیر را انجام دهید تا به کمک مقیاس عشق هاتفیلد و اسپریچر نسبتاً بفهمید که آیا دیوانه‌وار عاشق هستید یا خیر؟! 

yon.ir/hB63

==============

* نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟ / زخمی‌ام، زخمی سراپا، می‌‏شناسیدم؟ (حسین منزوی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخ....همین دیه..نظر دیگه ای درمورد مطلب ندارم!خونده بودمش قبلا..ممنون:)
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
کجا خونده بودی؟!!!
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
دوباره بخون خخخخ
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
١
رفیعه هستم! کاملا عاشق!!!😢😢
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
١
٠
از اول معلوم بود. تو نمیخواست تست بدی خخخخ
zakhar
zakhar
٩٥/٠١/٠٥
٠
١
عاشقه زبون دراز :|
ali007
ali007
٩٥/٠١/٠٥
٠
١
کمال عاشقی در شما مشهوده خخخخ
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
من عشق نمیشناسم ببخشید شما؟؟:دی
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
زخمی ام، زخمی سراپا...
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
یکی از نشانه های رسیدن به بلوغه، اما جامعه ی ما بالغ نیست که درک کنه و شده یک اساس فقط برای به رخ کشیدن تظاهر. اما غافل از اینکه یک فرایند بالغ شده است نه یک مبلغ تظاهر کننده
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
بله... این سیر تکامل روانی آدم ها هرچقدر کامل تر بشه، عشق نمود بیشتری خواهد داشت./ کلا که جملتونو سنگین بیان کردین اما منظور و رسوند/ :))
ali007
ali007
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
این مطلب کار مادربزرگه؟؟؟😂😂
آپوقنر
آپوقنر
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
اینو درست حدس نزدین! خخخ
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خسته نباشید.جالب بود اما ترجیح بنده این بود که از طنز بیشتری جهت نرم تر شدن مطلب در آن استفاده میشد
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
نکته قابل توجهی هست... مرسی :))
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود واقعا یه چند وقتی بود فکرم رو مشغول کرده بود که به عنوان یه زیست شناس بنویسم حرف زیست شناسا رو قبول ندارم راجبه عشق که فقط هورمونه و ..... از این حرفا ممنون واقعا خوب بود مخصوصا قسمت روانشناسیش که من باهاش کاملا موافقم که عشق کمال اخلاقه برخلاف چیزی که شاید بعضیا فکر کنن و با بابی اخلاقی اسم ورسم عش رو خراب کنن، و همچینین کمال عقل، احسنت و خسته نباشید به این گروه خوب فکر کنم باید بگم اللرون اقری ماسون اگه اشتباه نوشتم ببخشید :))))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
مهساااا دمت گرمممممممم چقدر انرژی دادی به ما :)) برای خود من هم حتی یه سری چیزا تو این موضوع روشن شد، مثل همون بحث زیست شناسی و پدیده انتقال :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨