دور تسلسل / شعر
شعر

دور تسلسل / شعر

نویسنده : سایت جیم

مرتضی لطفی

نه ما را چشم بیداری، نه خوابی

نه رفت و آمدی با آفتابی 

نه اعجازی، نه امیدی، نه بیمی 

نه رنگ رغبتی، نه اضطرابی

نه چندین مهره تا چیدن بخواهند 

نه بعد از اختیاری، انتخابی!

نه دستم بستۀ کتمان عیبی

نه چشمم تشنۀ کشف حجابی

نه شوری در دل دریانوردم 

نه شوقی تا بترکانم حبابی

نه میدانی که جان از آن بجوشد

نه برد و باختی، یا آب و تابی

به جان آمد تن از در صف نشستن 

 کجا؟ کی نوبتی؟ کو آسیابی؟

گرفتارم در این دور تسلسل 

مگر از مرگ خواهم فتح بابی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زینب
زینب
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
مرگ! امیدوار باشید لطفا
محسن
محسن
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
زیبا بود ان شاالله که در منتخبین نهایی هم باشه ، بعید میدونم آقای محمد کاظم کاظمی از قلم انداخته باشدش،موفق باشید
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
:) خیلی قشنگ بود تبریکات:)
انسیه سادات رستمی
انسیه سادات رستمی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
شعر باید امید دهنده باشد/خداقوت
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
زیبا بود:)موفق باشین:)
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام ارتباط موضوعی بین مصرع با مصرع بعدی و بین ابیات اول تا انتها کم و در بعضی جاها ارتباطی نیست انگار شاعر خواسته صرفا برای قافیه های شعرش جدا از انسجام معنایی موضوعاتی را وصف کند هر چند من از وزن شعر اطلاعی ندارم ولی گویا نصرع دوم خالی از اشکالات نیست
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
شاعرا دارن نظر میدن، ما کیف می کنیم، ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات