الا ای هموطن گشت و گذار آغاز کن...
شعر

الا ای هموطن گشت و گذار آغاز کن...

نویسنده : m_sistani

الا ای هموطن...

نوروز شد

گشت و گذار آغاز کن

بار و بندیلت ببند سوی سراوان ساز کن

گشتی در زابل بزن هیرمند و هامون را ببین

شهر وحدت، زاهدان، مهر و محبت را ببین

در مسیر شهر خاش تفتان پر برف را ببین

از درون باغ آن هرچه دلت خواهد بچین

چون که دیدی قلعه‌ای را باشکوه

شهر ایرانشهر رسیدی، مردمی امثال کوه

وصف مَکران هرچه گویم باز هم کم گفته‌ام

عاشق چهار بهار چابهار من گشته‌ام

موج و مرجانش به دادند سلام

هموطن خوش آمدی

باز هم سلام 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/١٨
٠
٠
پس واقعا اهل سیستان هستید :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/١٨
٠
٠
راستی مشکل پسووردتون به سلامتی حل شد؟
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
سلام آره خدا رو شکر یه خرده اذیت کرد ولی الحمدالله راه افتاد
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/١٨
١
٠
شعر قشنگی بود. اتفاقا تو این مستند ایران گردی، طبیعت سیستان و بلوچستان رو که نشون میداد بر خلاف تصور خیلی از ایرانی ها، عجب طبیعت دبش و سرسبزی داره خیلی از بخش هاش. امیدوارم یک روزی قسمتم بشه م بیام طرف های شما :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ان شاءالله قدمتون روی چشم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/١٨
١
٠
من خیلی طبیعت اونجا رو دوست دارم و هنوز قسمت نشده بیام و یک دل سیر میوه های اون خطه رو بخورم و صنایع دستیش رو حظ ببرم و لهجه ی جالبشون رو بشنوم ولی یه روز می رم:)))
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ان شاءالله مطمئن باشید با اومدن به اینجا ضرر نمی کنید بر خلاف تبلیغاتی که میشه استان ما هم از لحاظ مناطق دیدنی و هم مهمان نوازی فرهنگ بسیار غنی داره
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
چابهااار خیلی خووووبه، شعر خوبی بود و مردم باصفایی داره سیستااان، مچکر مچکر مچکر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨