این روزا فراموشی بی‌معنیه
دلنوشت

این روزا فراموشی بی‌معنیه

نویسنده : deathful_33

+ اگر فراموش نشد چی؟

- این روزا فراموشی بی‌معنیه .. می‌دونی هیچکس فراموش نمیشه .. فقط جاش توی دل آدم عوض میشه! مثلا یهو تصمیم می‌گیری که بفرستیش تهِ دلت! اون ته مَها که پر آدمای به ظاهر فراموش شدس ..

به ظاهر فقط! 

وقتای تنهایی که میشه تک تک آدمای ته دلت رو میاری جلوی چشات، بعضیاشون خندن، بعضیا بغض، بعضیا اشک!

می دونی؟ اونا از نظر دیگرون واسه تو فراموش شدن، ولی فقط خودت می‌دونی که یه جایی یواشکی و پنهونی، اما همیشه، بهشون فکر می‌کنی . 

بهشون فکر می‌کنی و فکر که کردی باز میزاری سرجاشون، تهِ دلت، تهِ فکرت، تهِ تهِ همه چیز، اینطوری خودت آروم می‌گیری و روز به روز بیشتر میری توی خودت .

بیشتر با خودت خلوت می‌کنی تا با آدمای تهِ دلی تنها باشی، حرف بزنی، بخندی، بغض کنی، گریه کنی، و هی با خودت بگی که حتما اون فراموشم کرده، ولی نه! مطمئن باش یه روزی یه لحظه‌ای اونم تو رو از تهِ دلش آورده جلوی چشاش، نگات کرده، خاکاتو تکونده، خندیده یا بغض کرده یا گریه رو نمی‌دونم! ولی می‌دونم که این روزا فراموشی بی‌معنیه ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ولی به نظرم فراموش میشن دیگه! خیلی هم زود. اصا آدمای امروزی دست به فراموشی شون خیلی خوب شده
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
این روزا فراموشی بی معنیه...شاید
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
فراموشی خودش اسمش روشه،اگه قرار باشه به اراده و اختیار ما باشه که دیگه فراموش کردن نیست!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥