امید دارم
شعری سروده خودم

امید دارم

نویسنده : سلیمان حسنی

در شعر وقت حالیه 

کم گشته وزن و قافیه 

پُر گشته اشعار کنون 

از بیت‌های عاریه 

یا اینکه شد لبریز از 

شکوائیه و حاشیه 

باشعر زردش دیگری 

دل را نماید تخلیه

بعضی دگر هم جای شعر 

بنوشته یک اعلامیه 

فرقی ندارد این وسط 

آقا و سرکار علیه 

این یک  بنالد از هوا 

آن یک ز وضع نقلیه 

این گوید از جیب تهی 

آن از تنوع٬ تغذیه 

گریان ز بیکاری یکی 

آن در پی جهیزیه 

نالد ز بی‌پولی یکی 

از درد و از ذات‌الریه 

آن یک بُود سرمست از 

تحصیل و درس عالیه 

نالان ز بی‌آبی یکی 

آن غرق آب تصفیه 

این را اتاقی بس بود 

حتی بدون تهویه 

آن یک بنالد روز و شب 

با برج و صد تا ابنیه 

این گوید از اقساط و وام 

آن در پی اجرائیه 

آن یک چو حامی دائما 

گوید زغم چون مرثیه 

اما، امیدم هست تا 

بهتر شوم در آتیه 

تا در میان شاعران 

در سر نباشد داعیه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
خخخ نفرمایید استاد اشعار شما عالی هستن! اتفاقا این یکی مرثیه نبود طنازیه زیرکانه ای لابه لای کلمات محسوس بود :))) تشکر استاد جان ..حال دلتون خوبــ :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
سلام:سپاسگزارم ازتشویقتون.درپناه خداشادوسلامت باشید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
چه قدر با فضای شعرای قبلیتون متفاوت بود و چقدر قشنگ البته :)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
سلام،تشکرمیکنم ازحضورپرمهرتون،زنده وپاینده باشید.
n_dahji
n_dahji
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
کاملا متفاوت با اشعار قبلی:)من قبلیا رو بیشتر میپسندم:) موفق باشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/٠٧/١٩
٠
٠
سلام،ممنونم ازلطف جنابعالی،ایزدرحمان پناهتان باد
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات