رُخت بر آب افتاده / شعر
شعر

رُخت بر آب افتاده / شعر

نویسنده : سایت جیم

سیدعلی شیرمردی

رُخت بر آب افتاده، شبیه ماه می‌مانی

لبانت هم ترک دارد، انار سرخ کاشانی

ز طرح پیکرت بانو، جهان شد فرش تبریزی

بلورین پیکری تو دختر شاه سمنگانی

دو چشمانت ز کشمیر و کشیده سرمه در بغداد

سیاهِ خط چشمانت، سیاهِ مرز ویرانی

هوای صبح موهایت که افشانند و می‌رقصند

نشسته بر دو تارِ مستِ عشاقِ خراسانی

بیا مدهوش کن من را و جنگل را و تالش را

همیشه تازه می‌مانی تو عطر چای گیلانی

به بالینم بیا حالا که افتادم چو شاعرها

بیا با آن لبت نوشین پزشکِ خوب ایرانی

تنم را بر تو می‌بخشم، تنم را و جهانم را

به تو آن دخترِ نازک تنِ مسجد سلیمانی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
سلام...شعر خیلی زیبا بود و قافیه به معنای زیبا و روانی شعر کمک میکرد...احسنت و خداقوت به شاعرش ولی باز هم همچنان ناکامم در کشف ارتباط اثار با موضوع جشنواره...
رضا
رضا
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
موافقم
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
عالی بود این شعر، دست مریزاد شاعر گرامی :)
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی خوب، ارتباط معنایی خوبی هم داشت
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
شعر دوست داشتنی بود فقط من احساس کردم مصرع دوم بیت دو وزن در رفته،مثل باقی بیتها روون نبود
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی خیلی شعر خوبی بود. واقعا خیلی خیلی . ولی خدایی اگه صحبت شده و موضوع مسابقه عوض شده به منم بگید! تحملش رو دارم.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
منم هم:|
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
وای چه قشنگ بود:) و ازون منشوریا..موضوعش انتخاب نبود ک بود؟؟
Elham_n
Elham_n
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خییییلی قشنگ بود برای مامانم خوندم خیلی دوست داشت شعرتونا مخصوصا به خاطر مصراع آخرش :)
Elham_n
Elham_n
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
آقای نادری گفتن الزاما نباید موضوع انتخاب باشه :((( خییلی حیف شد من فک کردم حتما موضوع باید انتخاب باشه مگرنه کلی ایده بهتر داشتم
PDrAM
PDrAM
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام و درود...بسبار زیبا بود.
انسیه سادات رستمی
انسیه سادات رستمی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام بچه ها/ مگه میشه مگه داریم؟؟؟/ وقتی موضوع فراخوان انتخابه دیگه الزاما باید در این موضوع باشه / امیدوارم فراخوان نقطه سر خط از هیچ زوایای جشنواره کوتاهی نکنه/ شعر خوبی بود/خسته نباشید میگم به آقای شیر مردی/سادات رستمی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠