سطرهای بیمار / شعر

سطرهای بیمار / شعر

نویسنده : سایت جیم

فرشاد حجتی

پل والری می‌گوید: 

مصراع اول هر شعر هدیه خدایان است 

اما من و تو شروع خوبی برای ادامه این شعر نیستیم 

تو آنقدر پوشیده‌ای که عقده‌هایت را جیغ نمی‌کشی 

تا درونت استحاله شوند و مرموزتر از اجدادت جلوه کنی 

و من آنقدر عریانم 

که حتی صداقتم را از تن درآورده‌ام تا باورم کنی 

که شبیه تو و قبیله‌ات نیستم 

و بی‌خیالم شوی 

قبیله‌ای که در رویاهایش مردی را بایگانی کرده 

که خوشه خوشه گندم زرد در بغل دارد 

و من آن مرد نیستم 

که گناه گندم را در افسونگری تاکستان‌ها 

به گردن بگیرم 

و تو هم کار خودت را می‌کنی

و من بیهوده شاعرم برای تو 

این‌طوری وقتت تلف می‌شود 

که تو عاشق شعرهایم 

برای هزار معبود باشی و 

و من بیخیال اندام تکیده‌ات 

در فکر عروس‌های یک شبه 

بیا از خودمان فرار کنیم 

روح بیمار من و 

ذهن کال تو 

به این بازی نمی‌ارزد 

مرا در کنار آوازهای مادری‌ام تنها بگذار 

سطرهای بعدی این شعر 

دوست ندارند بیمارتر بشوند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
سلام...باز هم من هیچ گونه ربطی بین شعر و موضوع جشنواره یعنی انتخاب نمیبینم...اخه چرا؟؟؟
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
سپید بود یا شعر منثور؟
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
مسلمه که سپید بود! منثور آخه؟
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
قشنگ نوشته شده بود، اما منم نفهمیدم این شعر چیه
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
خوب بود. اونجوری که من فهمیدم عشق به یک بیماری تشبیه شده که توی تار و پود سطر های قبلی هست و شاعر نمیخواد که توی سطر های بعدی باشه. جالب بود.
علی
علی
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات