سیاسی‌ترین ملت دنیا
یادداشت

سیاسی‌ترین ملت دنیا

نویسنده : y_seyedhamzeh

پیش نوشته‌ای بر آغاز یادداشت خود می‌نویسم تا روایی و پایایی مطلب بیشتر در خواننده ملموس شود. ما در چه زمانی زندگی می‌کنیم؟ و در کجای این کره آبی قرار گرفته‌ایم؟ این سوالات زمانی تیتر می‌شود که بدانیم در آفریقا مردم جنگ غذا دارند، در شرق ملت بی‌خدا پول و سرمایه را جانشین الله کرده است و غرب و قاره آمریکا در آسایش و راحت طلبی خود در کنار دریا لم داده‌اند و در کشورهای خاورمیانه و عرب جنگ و خون و دیکتاتوری زندگی می‌کند ولی ملت ایران در خور ستایش است. 

سیاسی‌ترین ملت دنیا؛ شاید این اغراق باشند ولی ملت ایران اغراق را دوست دارند. شاید این تاریخ و گذشته این ملت باشد ولی ریخت‌مان پایه‌های نظام هر ملتی در گذشته آن ختم شده است. شاید این آرزو آینده این ملت باشد ولی این آرزوهایند که اراده ملت را تشکیل می‌دهند و اراده مسبب کردار می‌شوند و تقدیرها تغییرمی‌یابند. و شاید این محبت الهی باشد ولی هر ملتی لیاقت محبت خدایی را ندارد. و شاید این یک بازی سیاسی باشد ولی ملت ایران ثابت کرده‌اند در نقش سیاسی خود فرو می‌روند، طوری که بازی از زندگی قابل تشخیص نیست.

ولی سیاست‌ها با شاید آغاز نمی‌شوند. بلکه هر سیاستی تاریخی دارد و تاریخ این ملت از حضور در صحنه‌ها رقم خوردند، چه در اشک‌ها و رنج‌ها، چه در خوشی و جشن‌ها و هیچگاه نا امید نشده‌اند و همیشه امیدوار به ساختن آینده‌های بهتر و تاریخ گواه این آینده است و ما در تاریخ، آینده را لمس کرده‌ایم. شاید در تاریخ این مملکت، ویرانه‌هایی به خود دیده باشد ولی این حاکمان مستبد بودند که در ویرانه‌های‌شان دفن شده‌اند و ملت خشت و خام و بن و پایه این مملکت را بر همین ویرانه‌ها از جنس اسلام، امید، زندگی، هنر و فرهنگ ساخته‌اند، گویی که از ثریا بویش به مشام می‌رسد.

تاریخ معاصر این نوشته از انقلاب مشرطه و به توپ بستن مجلس آغاز می‌شود و با گلوله‌ای از جنس انتقام پایان می‌یابد شروع ملت طوفانی بوده است و حاکمی دیگر با آرزوهای غربی و ساختن کشوری متمدن و با امیال پوشالی همچون خانه‌ای بر روی آب است که هم خانه را بر باد می‌دهد، هم خودش اسیر تبعید می‌شود. در همین اثنا دیگر بخاری‌ها با هیزم روشن نمی‌شوند، نفت جایگرین می‌شود، طاغوت از این حرکت ملی‌گرانه هراسان است، دیکتاتوری‌اش را بیشتر می‌کند ولی مردم شاعر می‌شوند و شعر می‌گویند ولی این بار نوبت پیر جماران است که حرف آخر را بزند. تبعید هم کارساز نیست، بر قلب‌ها حکم می‌راند بوی فجر، آرای بلی به نظام، فصل تحقق آرمان‌هاست اما دشمن همچنان چشم طمع در این دیار دارد. رییس جمهور فراری و ترورها، بهشتی‌ها و 8 سال دفاع مقدس گواه این ادعاست. تا از خون شهیدان 8 سال دفاع مقدس لاله می‌روید زمان سازندگی وگفتگوی تمدن‌ها آغاز شده است، ظاهرا ملت از مجلس ششم راضی نیستند، این بار به مردی از جنس خودشاه رای می‌دهند، مرد سازندگی شکست می‌خورد، دوران جدیدی آغاز شده است، دغدغه‌های جوانان موضوع روز است ولی مسیر انحرافی بهار کار انرژی هسته‌ای را به بیراهه و تحریم و هاله نور می‌کشاند. سال 88 نظام تهدید می‌شود ولی ملت بیدار 9 دی را بنیان مینهندکه ثابت کنند پشت انقلاب و نظام همچون کوه استواراند. ملت با کوله باری از تجربه شکست و پیروزی در بحبحه تحریم و تورم و رکود زندگی عادی خود را پی می‌گیرد، دیگر سیاست در زندگی‌شان ریشه دوانیده و دارند معنی و مفهموم مردم سالاری دینی را به گوش دنیا می‌رسانند، تکرار و تکرار تاریخ، پیروزی امید و آغاز گفتگوهای برجام همه و همه از خواست ملت و هدایت سید ولایت به سرانجام می‌رسد، 7اسفند92 معجزه ملت به بلوغ می‌رسد، دیگر با این ملت شوخی هم نمی‌توان کرد، پس این اغراق نیست که بگویم:

درود بر سیاسی‌ترین ملت دنیا

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/١٨
٠
٠
راستش مردم در عین دانش کم از سیاست همیشه عاشق بحث های سیاسی هستن، نمی دونم تو کشورهای دیگه هم همین وضع هست یا نه ولی مردم ما وقت عمل واقعا پیگیر سیاست هستن ، درود به شماا:)
میراکبر
میراکبر
٩٥/٠١/١٨
٠
١
تو کشور بزرگی چون امریکا وقتی از چند نفر می پرسن رییس جمهور شان کیه بعضی ها نمی دانن کیه ولی تو ایران رییس جمهور دیروز کجابود می گن و حالا نمی دونم این سیاسی بودن خوبه یا نه ؟ دوست دارم نظر دوستان بدونم ؟
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠١/١٨
٠
٠
خیلی نوشتتون و قلمتون رو دوس داشتم.ممنون
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
من که هیچوقت از سیاست سر درنیاااااوردم، مچکر مچکر مچکر
میراکبر
میراکبر
٩٥/٠١/١٩
٠
١
تشکر از دوستان بابت لطفشون
میراکبر
میراکبر
٩٥/٠١/٢٠
٠
١
متن سیاسی ادبی نوشتن سخته چون اونایی که ادبی می نویسن زیاد علاقه ای به سیاسی ندارن بع هر دلیل واونایی که سیاسی می نویسن شاید سواد ادبی کافی ندارن البته به نظر من
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات