و رفتن همیشه رفتن نیست / شعر

و رفتن همیشه رفتن نیست / شعر

نویسنده : سایت جیم

محمد عسکری ساج

جای درخت بریده شده

بر جنگل سوراخ است

جای ماهی صید شده

بر دریا

و لاشه‌ی هر پرنده

حفره‌ای ست بر آسمان،

کسی از این عکس رفته است

کسی از این اتاق کم شده

و شهر را

کسی تنها گذاشته است،

با این آلبوم

که این همه گلوله در تنش

این خانه

که حفره‌ای در پیشانیش دارد

و این شهر

که هر چقدر خودش را می‌شمارد

خونش بند نمی‌آید

به رفتن فکر می‌کنم

به کم شدن

به این‌که چیزی برای شمردن باقی نگذارم،

جنگلی باشم که درخت‌هایش رفته‌اند

دریایی که ماهی‌هایش

آسمانی که پرندگانش،

و رفتن همیشه رفتن نیست

و رفتن

همیشه تنها گذاشتن کسی

تنها ، نمی‌تواند تنها بگذارد!

به درختی فکر کن

که صبح تبر را از خواب بیدار می‌کند

ماهی‌ای

که خودش را از آب بیرون می‌اندازد

و پرنده‌ای که این‌بار

برای دانه نیست

که به دام نزدیک می‌شود!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهران شکری
مهران شکری
٩٥/٠١/٠٣
٣
٠
زیباست اما ... سلام خداقوت سال نو مبارک به شعر ها که توجه می کنم اثری از موضوع جشنواره نمی بینم!!!!!!!!
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٣
٣
٠
شعر خوبی هست اما من ربطش رو با موضوع جشنواره یعنی انتخاب نفهمیدم...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٣
١
١
محتوی قشنگ بود ولی من از شعر سپید یا نیمایی زیاد خوشم نمیاد مگر اینکه یک آهنگ یا دلنشینی خاص مثل شعر های سهراب توش ببینم
m_shokri74
m_shokri74
٩٥/٠١/٠٣
١
١
موافقم
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٠٣
١
٠
تعبیرات ذهنی خوبی داشت. موفق باشید
m_shokri74
m_shokri74
٩٥/٠١/٠٣
٢
٠
صور خیال خوبی داشت
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٤
٠
١
نسبتا خوب ،به نظر من که به انتخاب ربط داشت ،انتخاب رفتن،انتخاب کنه که کم شه،جنگل شه ،دوستانی که میگن بی ربطه دقیقا دنبال چین؟
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
لذت بردم از خوانش شعر شما؛ موفق باشید!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
شعر خوبی بود! من با این که کلا از شعر نو خوشم نمیاد ولی خب از خوندنش لذت بردم.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠