دست‎های جا مانده / شعر

دست‎های جا مانده / شعر

نویسنده : سایت جیم

زینب بندری

تقدیم به فرزندان جانبازان کشورم 

**

لااقل یک دریچه را وا کن 

بد هوای اتاق دم کرده

حالت امروز بدتر است انگار

صورتت هم کمی ورم کرده

 

خیره ماندم به خالیِ چشمت 

تیر، با چشم تو چها کرده ست...

راستی می‌‎رسانمت بابا

نرو این وقتِ شب، هوا سرد است

 

بعدِ یک هفته آمدی آخر 

خانه دخترت، کمی بنشین 

می‌‎روم چای دم کنم بی تو

از گلویم نمی‎رود پایین

 

مادرم بین نخل‎ها گم شد 

زیرِ باران موشکِ این شهر

تو فقط مانده‎ای برایم آه

تو و شب‎های سرد خونین شهر

 

پای آن خانه قدیمی‌مان

دست‎هایت اگر چه جا مانده‎ است

تکیه گاه شکسته دل من 

شُکر که شانه‌‎ات برایم هست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهران شکری
مهران شکری
٩٥/٠١/٠٣
٢
٠
سلام خداقوت سال نو مبارک به شعر ها که توجه می کنم اثری از موضوع جشنواره نمی بینم!!!!!!!!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٣
١
١
اون موضوعات صرفا برای ایدهدادن و باز کردن ذهن نویسنده ها و شاعرهای جوان مخاطب مسابقه بود نه موضوع قطعی و صد در صد .
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٣
٢
٠
در پاسخ حرف خانم حبشی باید بگم حداقل باید مایه هایی از موضوع در شعر وجود داشته باشه...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٣
١
٠
عزیزم " خیلی قشنگ بود "
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٣
١
٠
باید مایه هایی از موضوع در شعرشون باشه که من هر چند بار این شعر خوندم کوچکترین ربطی با موضوع جشنواره پیدا نکردم...این یک ضعف در برخی از اثار بود...بهرحال بازهم خداقوت به نویسنده اش...
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
محتوای شعر بسیار عالی؛ با آرزوی موفقیت برای شما.
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٤
٠
١
با این که شعر خیلی خوب و لذت بخشی بود اما این بار منم با دوستان موافقم موضوع انتخاب ملموس نبود
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٤
٠
١
یعنی به معنی واقعی کلمه هیچ اثری از انتخاب توش نبود! ولی خب محتوای شعر خیلی خیلی عالی بود. شعر خوبی بود. ولی کاش در مورد موضوع یک چیزی میفرستادید.
دوستدار شعر
دوستدار شعر
٩٥/٠١/٠٥
١
٠
سلام من فکر میکنم موضوع انتخاب نوع زندگیه و افتخار به پدری که راه جهاد رو انتخاب کرده
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی خوب بود ولی خب انگار موضوع آزاده!
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠