اصلا همه چیز تقصیر همین عصر جمعه لعنتی‌ست؛

همه همه‌اش تقصیر این جمعه بی‌انصاف است که مرا دلگیر می‌کند و پاهایم را به سمت میز می‌کشاند،  یک قلم می‌دهد دستم و مجبور به نوشتنم می‌کند.

می دانی!؟ اگر جمعه نباشد و بخواهم بنویسم، از روزمرگی‌هایم می‌نویسم، ولی وقتی جمعه باشد، بی‌این‌که دست خودم باشد شروع می‌کنم از «تو» نوشتن!

جور دیگر بینا می‌شوم، رنگ چشمانت را با رنگ اقیانوس‌ها یکی می‌کنم، گونه‌هایت را لطیف‌تر از برگ ارکیده‌ها لمس می‌کنم، صدایت را دل نشین‌تر از آواز قناری‌ها می‌شنوم، دست خودم نیست!

نه عقل است و نه دلی، فقط تویی و تو...

تقصیر این سال است، تقصیر این ماه است، تقصیر این هفته ست که هر روزش جمعه است! وگرنه من سال‌ها پیش ارکیده‌ها را چیده بودم!

=============

از وبلاگ اسکل آباد 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
آدرس وبلاگو چرا نذاشتيد؟ جمله آخر خيلي زيبا بود:)
تار_تیم اول رقابت
تار_تیم اول رقابت
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
احتمالا الان بزارن. اشتباه شده احتمالا
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٠٣
٠
١
خوب اما مبهم
تار_تیم اول رقابت
تار_تیم اول رقابت
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
هنر نویسنده شه دیگه. خیلی متشکر
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٠٣
٠
١
یاد اون مطلبم که اسمش " ای کاش دی ماه مهربان بیاید " بود افتادم، مرسی.
تار_تیم اول رقابت
تار_تیم اول رقابت
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم.
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
جسارتا کلیشه ای بود ،اما یکی دوتا عبارت زیبا داشت ،خسته نباشید :)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
خیلی متشکر.
احسان
احسان
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
سایتتون خیلی عالیه
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات