راه فراری به نام فراموشی....
قبول کردن یا فرار؛ مسئله این است

راه فراری به نام فراموشی....

نویسنده : MiRaCLe_THeo

همه ما تنها راه مقابله با اشتباهات‌مان را فراموش کردن می‌دانیم. خیلی خوب است که اشتباهی که مرتکب شدیم تاثیر منفی روی زندگی‌مان نگذارد ولی با آرزوی فراموش کردن اشتباه نمی‌شود منکر آن شد. حالا این اشتباه می‌تواند یک اشتباه سهوی و خیلی کوچک باشد یا یک اشتباه بزرگ که بهترین مثالش، انتخاب شخص ناسالم برای یک رابطه سالم یا انتخاب یک فرد سالم برای یک رابطه ناسالم است! (این موضوعیه که هیچکس زیربارش نمیره، ولی حداقل با خودتون صادق باشید!) 

در چنین شرایطی کلی پست و استاتوس می‌گذاریم که همش ناله و التماس و درخواست برای فراموشی است. خب حالا فرض کن فراموش کردیم، بدون شک برای جبران اشتباه قبل و ثابت کردن به خودمان که من کاملا مناسب و درست انتخاب کردم و مشکل از من نبود و این چیزها، می‌آییم همان اشتباه را به بدترین صورت ممکن تکرار می‌کنیم و دوباره همین چرخه ادامه پیدا می‌کند.

ولی اگر به جای این همه تلاش برای فراموشی سعی کنیم که همان اشتباه اول را درس عبرت کنیم و یکجوری به عنوان بت همیشه قبل از انتخاب و انجام کار چشم‌مان به آن باشد، مطمئنا هیچ‌وقت آن را تکرار نمی‌کنیم.

موضوع شاید خیلی کلیشه‌ای بود و از آن‌جایی که خودم هم مثل همه نسبت به حرف‌های کلیشه‌ای، توی دلم به طرف مقابل و اطرافیانش واکنشی نشان می‌دهم که اسم با پرستیژش می‌شود ناهنجاری فرهنگی، خواهش می‌کنم فقط فکر کنید به این موضوع و زیاد مورد لطف قرارم ندهید  ;)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤