به سينما عيدى بدهيم
نوروز در سينما چه خبر است

به سينما عيدى بدهيم

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

هدف، گزارش كردن برنامه اكران فيلم‌هايى كه با يك جستجوى ساده در سايت‌ها و كانال‌ها و صفحات مجازى سينمايى مى بينيد؛ نيست. هدف، ايجاد اقبال يا ايفاى نقش يك موتور متحرك است تا سالن‌هاى خلوت، جلوت پيدا كنند و سينما برو شويم، حداقل به بهانه عيد، حداقل با پول عيدى‌ها، حداقل به بهانه ديدن دوستانى كه يك سال نديديم.

 نمى‌دانم. شايد خوانديد و خواستيد و رفتيد و سينما خوشحال شد. شايد حضور عيدانه‌مان  به سينما عيدى داد.

 

ابد و يك روز / جشنواره و يك فيلم

جشنواره بود و يك فيلم و يك كارگردان و چند بازيگر كه از در و ديوار، سيمرغ روى شانه‌شان فرود مى‌‌آمد. ٩ تا . ٩ تا سيمرغ قشنگ كه براى فيلمى كه كارگردان فيلم اولى‌اش به قول معروف سوراخ دعا را خوب پيدا كرده. فيلمى كه مثل اكثر آن چيزى كه در سينما نشان‌مان مى‌دهند از غم و غصه و درد سرِ پايين شهر و آدم‌هايش مى‌گويد، اما آن‌قدر شيرينى‌هاى به جا و درست در فيلم گذاشته كه بهترين فيلم از نگاه تماشاچيان شده و احتياج به تعريف بيش از اين ندارد، عيدى دادن به سينما را بيخيال، حيف است ابد را نبينيد.

 

باديگارد / درباره دغدغه‌هاى حاج ابراهيم

حاتمى‌كيا را مى‌شناسيد و حرف‌هايش را از آژانس تا به نام پدر شنيده‌ايد. اين بار هم همان حرف‌ها و همان دغدغه‌ها اما با دوربيني كه روى شانه‌هاى محمود كلارى گذاشته شده تا سبك خاص او، جلوه جديدي به روايت حاتمى‌كياى ٩٤ بدهد. هر چند حاتمى‌كياى ٩٤ و ٨٤ و ٧٤ هنوز بين دوگانه وظيفه و تكليف و باديگارد بودن و محافظ بودن مانده. هنوز هم همان را مى‌گويد كه مى‌گفت؛ اما حاتمى‌كياست ديگر. فيلم‌هايش مهم است و بايد ديده شود.

 

٥٠ كيلو آلبالو / مانى و خنداندن؟

مانى حقيقى است و به دوش كشيدن بار نام پدر بزرگش، ابراهيم گلستانِ بزرگ. مانى حقيقى است و كارهاى عجيب و فيلم‌هايى كه توقيف خورش ملس است و داستان‌هايى كه يا ما زياد سواد فهميدن‌شان را  نداريم، يا واقعا قابل فهم نيست! مانى است و اژدها وارد مى‌شود و ما ادرك ماالاژدها وارد مى‌شود؟ 

اما جناب آقاى حقيقى اين بار رفته سراغ خنده گرفتن از ملت و آن طور كه مى‌شود ديد، با يك پكيج بازيگر اسمىِ خنده بگير و يك داستان درست و درمان خوب هم اين كار را كرده.

 

كفشهايم كو ؟ / پور احمد كجا، اين جا كجا؟

كيومرث پوراحمد داشت مى‌رفت قاطى كارگردانانى مثل تقوايى و بيضايى كه ديگر خيلى وقت بود، نبودند. اما آمد و دلبرى كرد و فيلم ساخت و ما را به نسل گذشته فيلم‌سازان‌مان اميدوار كرد.

اما بيشتر از حضور پور احمد، كيانيان است كه يك جورهايى آقاى خاص است. خاص، بازى مى‌كند؛ گاهى هم خاص‌بازى مى‌كند و مى‌خواهد نشان دهد كه فرق دارد. در كفشهايم كو هم اوست و نقش يك بيمار آلزايمرى و يك كار و بازى خاص كه بايد تماشا كرد.

 

خشم و هياهو / از هومن بعيد بود!

هومن سيدى همان‌قدر كه كيانيان در بازيگرى خاص است، خاص است اما در كارگردانى‌اش. می‌رود سراغ داستان‌هايى كه كسى سراغش نمى‌رود، هاليوودي‌سازى مى‌كند. سگ سفيد و رپ و لباس‌هاى خارجكى، نماد فيلم‌هايش است. اما اين بار زده توى كار كليشه‌هاى خودمان. خيانت و بيمارى و قتلى كه قاتلش همه هستند و هيچ‌كس نيست. نمى‌دانم چرا، اما حتما فيلمش چيزى داشت كه ما نديديم و داوران فجر اين جور صلاح ديدند كه سيمرغ ویژه هیئت داوران هم به سيدى بدهند.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
ابد و یک روز و تصمیم دارم برم ببینم امیدوارم موفق بشم، پنجاه کیلو آلبالو رو هم بدم نمیاد وسط این فیلمای جدی ببینم، رضا کیانیان هم بله! خیلی خوبهههه 😊😊😊
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٠١
٠
٠
همش رو توي تعطيلات ببينيد ديگه . عيدي رو بايد داد :)
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
فقط بادیگارد حاج ابراهیم.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٠١
٠
٠
باديگارد حاج ابراهيم هم ايهام قشنگى داره :)
s_brz
s_brz
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
ابد و يك روز و جشنواره و يك فيلم و يك فيلم و يك سينماااي ايران حتى...
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٠١
٠
٠
حالا در اين حد هم نه كه يك فيلم و يك سينما . ولي واقعا براي امسال فيلم خوبيه.
admin
admin
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
آخرش بادی گارد رو بریم یا نه؟
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
يه بار رو كه بايد ديد. بالاخره فيلم حاتمي كياست. ولي فيلمي نيست كه بخواد ماندگار بشه يا حرف جديد و عجيبي داشته باشه.
majiddd_ariya
majiddd_ariya
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
بلیط گرونه تلویزیونو ترجیح میدم
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
منطقيه :) . حرفى ندارم. هر چند ده تومن برا ديدن يه فيلم مشكلي ايجاد نميكنه....
na_amini
na_amini
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
سلام من فیلم بادیگارد رو دیدم واقعا به دلم نشست حتما ببینید
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات