مَجازی که شاعری در آن مُجاز است‎
گریزی به ادبیات در دنیای مجازی

مَجازی که شاعری در آن مُجاز است‎

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

در این مطلب گریزی به ادبیات در دنیای مجازی میزنیم، البته حواسم هست که منشوری‌هایش را نیاورم، هر چه باشد در رسانه‌ای مُجاز قلم می‌زنم! انتشاراتی‌های بزرگی که در دنیای مجازی هستند، غیر از این‌که برای نشر آثار هرکس و هر غیرِکس هیچ پولی نمي‌گيرد، نیازی به مجوز ارشاد هم ندارند که گیر بدهند این را سانسور کن، آن ممنوع التصوير است، این یکی ممنوع الصدا.

در انتشارات مجازی، نوشته‌های زیبا و غیر زیبایی هم منتشر می‌شود که نویسندگان برخی از آن‌ها مشخص نیستند و خالقان تعدادی از آن‌ها هم جعلی هستند، شما در این انتشارات می‌توانید جدیدترین آثار صادق هدایت، شاملو، فروغ، سهراب و اخوان را بخوانید که همگی تاریخ روز دارند و در آن‌ها از مسائل روز گفته شده! مسائلی که در زمانِ خود آن بنده خداها وجود نداشته. برای مثال اشعاری هست درباره خط دو قطار شهری مشهد و امضای اخوان ثالث را دارد!

حالا از این‌ها بگذریم این بیت را اخیرا در دنیای مجازی دیدم؛

«شب جمعه ست به یاد دلِ مرحومِ خودم

بروم تا سر بازاچه حلوا بخرم»

شاعرش لاادری است و غمی که در آن است قشنگ است و دلخراش، شاعر کلمات اضافی نیاورده و بدون استفاده از کلیشه‌های مرسوم، احساسش را انتقال داده. از اینجور ابیات که زیبا و شاعرشان ناشناس است، در دنیای مجازی بسيارند، یکی دیگر بخوانید:

«من نشستم بروی می بخری برگردی 

ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!»

مصرع اول طوری سهلِ ممتنع است که انگار نثر است و دارد حرف می‌زند. او با چهار فعل و یک ضمیر، چهار جمله ساخته، تا وسط مصرع دوم فکر می‌کنیم شاعر نگران است مبادا طرف را گرفته باشند اما یکهو می‌بینیم نه! طرف برای خریدن آب شنگولی رفته و دیر کرده، شاید مسلمان شده و به جای باده فروشی به مسجد رفته باشد. رستاخیز کلمات، در همین دو سه کلمه آخر شعر است زیرا در شعرهای عرفانیِ قدیم و حتی امروز، رسم است که می‌گویند عارف از مسجد به میکده رفت. مثال از حافظ:

«دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیرِ ما

چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیر ما»

شعر بعدی هم جالب است و شاعر از اصطلاحات جدید سود برده:

«بی شرف فهمیده صبرم دارد از سر میرود

لب به دندان می‌گزد،با موی خود ور میرود»

او به جای این‌که برای ستودن معشوق از کلمات قدیمی استفاده کند و بگوید لب لعلت و موی مُشکت، و به جای این‌که بگوید بی‌وفا با ما چرا، می‌گوید بی‌شرف! و این کلمه از کلماتی است که جدیدا در معنی ستودن هم به کار می‌رود و همین استفاده از زبان روز است که شعرش را زیبا می‌کند وگرنه اگر می‌گفت: «بی وفا فهمیده صبرم دارد از سر میرود» روی آن ترمز و تمرکز نمی‌کردیم.

شاعر اگر چنین اشعاری را به ارشاد ببرد، ارشاد می‌گوید «این یکی رو حذف کن!» و همین قیچی گذاشتن سر راه شاعر و کلا هنرمند انگیزه او را برای خلاقیت می‌خشکاند و تلاش می‌کند طوری شعر بگوید که ارشاد خوشش بیاید نه ذوق و خلاقیت خودش. ناچار شاعران رشد نمی‌کنند، اما چون انتشارات مجازی فاقد اداره ارشاد است، شاعر اسبِ سرکشِ ذوق و خلاقیتش را بی‌افسار ول می‌کند و انگیزه خلق در او شعله‌ور می‌شود و به احتمال فراوان در همین بیت آزمایی‌ها شاعری نامدار و قدرتمند طلوع کند. از امام خمینی(ره) تک بیت‌هایی در دنیای مجازی هست که می‌شود با استناد به آن‌ها دهنی از ارشاد بست، از مو سپیدهای عرصه شعر بارها شنیده‌ام که تا پس از رحلت امام خمینی(ره) با رسانه ملی مشکلات داشته‌اند و حتی شعری از حافظ که در آن باده‌ای و بوس و کناری بود حق اجرا شدن نداشت، اما پس از رحلت امام(ره) و انتشار اشعار ایشان که نخستینش: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» بود، توانسته‌اند دهن سانسورچي‌ها را ببندند و نرم نرمک حتی اشعاری چون:

«رشته ی تسبيح اگر بگسست، معذورم بدار

دستم اندر دامنِ ساقیِ سیمین ساق بود»

را هم اجرا کنند.

خلاصه آنکه انتشار اشعار امام (ره) باعث شد شعر معاصر رشد کند ولی به مرور که زبان معاصر عوض شد، باز شاعران به قیچی ارشاد برخوردند تا این‌که جناب دنیای مجازی آمد و انتشاراتش را راه انداخت و شعرهای شاعران گمنام رشد کردند

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خیلی جالب بود. یکی از موانع بزرگ بر سر راه شاعران ما همین تخته سیاه جیم هست! هی میایم اشعارمون رو بزاریم میگن منشوریه و حذفش میکنن! شما بیاید و یک چیزی بگید بلکم کوتاه بیان!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
مخلص حسین آقای گل:) مبحث تخته سیاه خیلی پیچیده س که متاسفانه کاری از منم بر نمياد:)! اما اشعار قشنگت رو تو ذهن زیبا خوندم. خیلی عالیه :) ممنون که خوندی، سال خوبی داشته باشی :)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
چاکر داداش. پس باید خودمون به اوضاع تخته رسیدگی کنیم! در ضمن عیدت مبارک. سال خوبی داشته باشی
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
سرکه خورده بعد شعر بگویید بلکم فرجی شد :))))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
چه موضوع جالبیا انتخاب کردید :) از رگ های طنز متنتونم خییلی خوشم اومد :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
ممنونم از محبتتون. خوشحالم خوشتون آمده. ممنون که خوندین. سال خوبی داشته باشید :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خيلي نوشته خوبي بود:) آخ امان از اين تيغ قيچي. من كه بعضي از كلمات نوشتمو جيم حذف مي كنه اعصابم به هم مي‌ريزه...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
الحمدلله قیچی جیم به متن های من نخورده تا حالا :)نمیدونستم نوشته های شما قیچی میشه چون واقعا فوق العاده س، آدم مشتاق میشه بدون قیچی شو بخونه :) کلا سانسور در همهء زمینه ها رو اعصابه...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
وقتي فكر مي‌كنم مي‌بينم بعضي كلماتي كه به ظاهر بده و بهش گير ميدن، در واقع ذهن ماست كه اونو بد مي‌كنه وگرنه وقتي به معني كلمه فكر مي‌كنم ميبينم خيلي هم بد نيست...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
دقیقا همينه...
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خدا را شکر ما اورژینال و اصلش رو می خونیم :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
پس لازم شد من هم مشتری ثابت وبلاگتون بشم:)))
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
هر سال بهاران که رسد باز به یادت /// زهرم کند این حال و هوا بی پدر این دل! . مرسی خوب بود....
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
شعر شما هم عالی بود. ممنون از لطفتون :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
سال خوبی داشته باشید :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
این خط قرمزای الکی .... یادداشت خوبی بود :) بیت‌هایی هم که انتخاب کرده بودید عالی بود :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
باشد که شکسته شود خطوط قرمز الکی:)) ممنون از محبتت آقا مصطفی. لطف داری :) سال خوبی داشته باشی :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
سلام صالح جان؛ فوق العاده بود متنت! بی نقص، و بی عیب. صالح جان! سال بسیار با برکتی رو برای تو دوست عزیزم آرزو می کنم.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
سلام میرزای عزیز :) از روزی که نوشتن رو جدی گرفتم قشنگترین احساس واسم این بوده که اساتیدی مثل شما اینطور بگن :) آقا خیلی محبت داری. واقعا سپاس. دارم درس پس میدم خدمتت میرزا جان :) سال خوبی داشته باشی :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
اختیار داری عزیز؛ چوب کاری نفرماین :) از وقتی یادم میاد متونت خوب و اصولی و دوست داشتنی بودند. پربار باشه انشالا سال جدید!
naser_j
naser_j
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خوشمان آمد:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خوشحالم آقا ناصر :) ممنون. سال خوبی داشته باشی :)
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
خوب بود فقط بیت شب جمعه استاست به یاد دل مرحومم از مجتبی سپید است...در تلگرام عضو گروه شعرم هستند تو کانالشونم هست سال نو مبارک🌹🌹🌹
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
ممنون از لطفتون. انشاءالله شما هم سال خوبی داشته باشید :)
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
قرار بود منو تو را مرگ از هم جدا کند و لابد مرگ دختری ست با موهای مشکی کمی بهتر از من ...! نویسنده : یک گمنام مجازی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
ممنون که به اشتراک گذاشتین.خیلی زیبا بود:)) سال خوبی داشته باشید :)
f_babaei
f_babaei
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
چقد زیاده آقاصالح :\ یعنی باید بخونمش =)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
یس!:) همش رو بخونيد لطفا، پشیمون نمیشید :) راستی سال نو مبارک :))
f_babaei
f_babaei
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
سال جدیدشمام مبارک :) میخونمش حتمن :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
.ممنون :) خوندین؟ !
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
خیلی وقته دیگه نظر نمی زارم اینجا دیگه قدیمیا نیستن دلم براشون تنگ شده...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
همه قدیمیها ایشالا هفت فروردین میان سایت :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٠٣
٠
٠
همه قدیمیها ایشالا هفت فروردین میان سایت :)
ghodsi
ghodsi
٩٥/٠١/١١
٠
٠
صالح جان آمدم كه نگي نيومدي! باز هم خوب بود اما نه به ظرافت آن قبلي كه به لب و اينجور چيزها پرداخته بودي(البته به نظر من)! چند نكته خيلي سريع هم اينكه: 1- به نظرم سانسورهاي اداره ارشاد گرچه ناجوانمردانه و خون‌آلود است اما به نظرم از قضا باعث شده كه شاعر تلاش كند با ظرافت بيشتري حرف‌هايش را بزند و در نهايت شاعرانه‌تر بشود. اين ظريفه‌گويي‌ها در نهايت باعث تلاش بيشتر شاعران شده. 2- امام خميني شعر منشوري خاصي دارند به نام "عروس صبح" كه مي‌توان دهن سانسورچي‌ها را اساسي گل گرفت كه البته گرفته نمي‌شود! امشب که در کنار منی ، خفته چون عروس/ زنهار تا دریغ نداری کنار و بوس * ای شب ! بگیر تنگ به بر نوعروس ِ صبح/ امشب که تنگ در بر من خفته این عروس... اين هم لينك شعر از سايت جماران: http://www.jamaran.ir/fa/4662/%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%91%D8%A7%D8%AA/%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%90_%D8%B5%D9%8F%D8%A8%D8%AD
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨