آقا یه مجتمع -از این باحالا- جای خونه ماست که یه ساله ساختنش و حدودا 200 یا 300 واحد داره و خیلی خوب نماش رو ساختن ولی تو زمستون همون سالی که ساکنانش توش ساکن شدن، با یه برفی که بارید سقف پارکینگش ریخت. الآنم لوله‌های فاضلابش یه عطری تو کوچه راه انداختن که نگو.

این تازه ساخت استانداردمونه، حالا یه مجتمع هست از قبلیه بزرگتره و قدیمیتر ولی اینقدر خوبه که اگه توش بری دلت نمیاد تو مجتمع دیگه ای زندگی کنی.

این دقیقا مصداق نسل ما و جدیاست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠١/١٦
١
٠
قیاس جالبی بود،اما بنظرم جا داشت طولانیتر باشه
E.Abedi
E.Abedi
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
ممنون.بقیه کمک کنن و ادامه بدن
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات