ماچ ممنوع! حتی شما دوست عزیز!

ماچ ممنوع! حتی شما دوست عزیز!

نویسنده : محمد عبداللهی

عید نوروز که از راه می رسد، بازار ماچ گرم می شود و هر کسی از خودی و بیخودی و نخودی، بیگانه و با گانه و دوگانه با رویت هر موجود زنده‌ای، مبادرت به انجام ماچ می‌کند. در مورد تاریخچه‌ی این عمل، اطلاعات دقیقی در دست نیست امّا مورخان عمری به درازای زندگی بشر را برای آن تخمین زده‌اند. طبق آمارهای سازمان جهانی ماچ، هر ساله تعداد زیادی ماچ در سرتاسر دنیا انجام می شود که متاسفانه سرانه‌ی آن در کشور ما برای هر فرد بالغ بر 3000 بار در سال است، که با سرانه‌ی جهانی فاصله‌ی فاحشی دارد و رسیدگی مسئولان زیربط را می طلبد، چرا که بوسیدن موضوع پیش پا افتاده‌ای همانند مصرف خودسرانه‌ی دارو و نمک و مواد مخدر نیست که به سادگی از کنار آن رد شویم. آمارها در مورد افراد نابالغ از این هم نگران کننده‌تر است، چرا که طفل‌های معصوم، بیشتر مورد اصابت ماچ قرار می‌گیرند. طبق آمارهای رسمی همین سازمان، هر کودک، سالانه باید رنج 100000 بار بوسیده شدن را به جان بخرد که به نوبه ی  خود آمار نگران کننده ایست.

سالانه تعداد بیشماری نیز به دلیل همین ماچ، سلامتی خود را از دست داده و راهی بیمارستان می شوند. برخی از آنان نیز در قسمت لپ دچار نقص عضو شده و گاهاً مجبور به بریدن این عضو حیاتی می‌شوند. جالب است بدانید تعداد کسانی که بوسیله‌ی ماچ، جان خود را از دست می‌دهند از شمار کسانیکه بر اثر تصادفات رانندگی کشته می‌شوند بیشتر است. آمارهایی که هر ساله از شیوع بیماری‌های روانی موسوم به «ماچیسم» منتشر می‌شود نیز رو به افزایش است. روانشناسان گزارش دادند که با مواردی روبرو شدند که فرد بیمار به خاطر اینکه نمی‌دانسته طرف مقابلش راغب به ماچ هست یا خیر، دچار دوگانگی شخصیت شده و در نوع دیگری، بیمار دو عدد ماچ از گونه های طرف مقابل چیده و در ادامه نمی دانسته که باید ادامه بدهد یا همان مقدار کافی بوده، به همین دلیل راهی تیمارستان شده است.

نیک می‌دانیم که علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد. پس از هم اکنون تصمیم بگیرید تا این عمل خطرناک را کنار گذاشته و تا وقتی که جایگزینی برای آن پیدا نشده، از انجام ماچ خودداری کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
نازنین یوسفی فرد
نازنین یوسفی فرد
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
خیلی خووب بوود... بیماری " ماچیسم " D:
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
سلام. ممنونم از حضورتون. جدی ها! حالا هی بخندید!
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
زیبا و جالب بود...تن تون سالم و دور از بیماری ماچیسیم...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
ممنونم. من هم برای شما روزهایی به دور از ماچیسم آرزو می کنم.
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
ماچیسم ...خخخخخخ.خیلی خوب بود
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
ممنونم. این تصویری که انتخاب کردن برای مطلب احتمالاً مبتلا به همین بیماریه!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٢/٢٧
١
٠
:))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
١
٠
;))))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
آقا ما هر وقت جیم رو باز می کنیم می بینیم یه مطلب از مستر محمدعبداللهی رو سایته! خبریه؟؟ این رفیق ناباب رو جدی بگیر ها! خیلی تاثیر داشته روت!! مطلبم که مثل قبلیا عالی:))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
سلام. من این مطلب رو امروز گذاشتم . الانم شاخ در آوردم که منتشر شده!!! یکی از رفیق های نا باب خود تویی ها!!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
مطالب ما که حداقل یک هفته میگذره تا حداقل یکیش منتشر بشه و بیشترش هم حذف میشه و جنگ اعصاب و شکوائیه نگاری با مسول انتشار مطالب داریم هر روز/اونوقت دو مطلب شما کمتر از سه روز منتشر میشه!و به قول خودتون همون روز که فرستادین پخش شده!!!خدا شانس بده/خوبه بیشتر از دو برابر سن شما هم سابقه کاربری داریم/دلمون خوشه
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
اشکمهرِ بزرگوارِ دو برابر و کمی بیشتر سابقه دار تر از ما! حالا ما بعد از چند ماه برگشتیم. دوستان لطف کردن خواستن ما رو نمک گیر کنن! شما چرا اعصاب خودت رو خورد می کنی داداش! من از طرف مدیر مسئول، تمام جامعه ی نویسندگان، جامعه ی ورزشکاران، اندیشمندان، علما، بیکاران و حتی علافان از شما معذرت خواهی می کنم. قول میدیم دیگه تکرار نشه. البته یه نکته. این نوشته خیلی مهم بود بالاخره بیماری ماچیسم خیلی هولناکه! :)))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
اشکمهر! محمد آخه مطلبش واسه عید بوده و اگه الان منتشر نمی شد می سوخت! مطالب مناسبتی اگه خوب باشن خارج از نوبت منتشر میشن
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
خیلی هم خوب ...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
ممنونم . عزیزمی!
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
حالا باز بگو نقد کن! چی رو من نقد کنم، دمت گرم دادا!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
چی بگم؟ نسیه کنید!!! خیلی لاو داریم براتون.
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
خییلی قشنگ بود :) ممنون که متنای طنزتون موجبات شادی مارا فراهم میکنه :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
مُهنس!!! دوست من! منم ممنونم ازتون.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
از طرف محمد ویژژژژژژژژژژ!
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
دست من بود واقعا ممنوع میکردم روبوسی و این حرفا رو!! :| همون دست دادن بس دیگه.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
حق با شماست. و صد البته اون چیزی که توی دین اسلام سفارش شده دست دادن به همراه صورت بر صورت گذاشتنه، نه کندن ماچ آبدار از صورت طرف!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
خدا پدر سرماخوردگی رو بیامرزه^_^ با یک ماسک همه چی حله خخخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
اینم راه حل خوبیه . باید روش سرمایه گذاری بشهو تبخال هم می تونه نقش خوبی در ایفای این وظیفه داشته باشه! :()
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
البته شایان ذکر است که با این ترفند از خوردن اجیل و شیرینی هم محروم می شید:| قبلش خوب فکراتونو بکنین:دی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
آخخخخیییی . راست میگید. فعلا بوس کردن رو به نخوردن آجیل ترجیح می دم!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود و خیلی عالی شروع شده بود مخصوص از "باگانه" خیلی خوشمان امد. موفق باشید
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
سلام. فقط خیلی خوب شروع شده بود؟! پایانش بد بود؟!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
خير من نگفتم "فقط". گفتم خييييلي خوب شروع شده بود. بهتره بگم اولش عالي تر از ادامش بود. اول كامنتمم گفتم خيلي خوب بود:)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤