نگاهی به «کوچه بی نام»
فیلمنامه را جدی بگیریم

نگاهی به «کوچه بی نام»

نویسنده : عماد ولی زاده

فیلم کوچه بی نام جدید ترین ساخته ی هاتف علیمردانی ، از سردرگمی فیلمنامه به شدت در رنج است .

فیلم در مورد خانواده ای پر جمعیت در جنوب شهر است ، در خانه ای که هر کس عقاید مخصوص به خودش را دارد ...زندگی طبق معمول در جریان است تا وقتی که فردی از اعضای خانواده با هواپیما عازم سفر می شود و ...

مشکل ازجایی شروع می شود که فیلمنامه نویس ((داستان)) را به طور مشخص در ذهن ندارد واین  از آغازپرده دوم مشهود است... . فیلم خوب شروع می کند ، روابط را تا جایی که می تواند واقع گرا به تصویر می کشد  ...آدم های داستان را قبلا دیده ایم ، در خانواده در فامیل و دوست و آشنا ... داستان  اولین  قلاب را می  اندازد  مشکلات احساسی حمید ،  رفتار های متضاد مادر و دختر و همچنین خواهران  ... و بعد نقطه عطف اول رخ می دهد ، حمید می رود و دردسر آدم های فیلم شروع می شود ، همچنین دردسر فیلمنامه نویس (!)...مشکل در پرده اول نیست ، اتفاقا از بهترین شروع هاییست که در چند وقت اخیر دیده ام ...اما در جایی که فیلمنامه نویس باید داستانش را پیش ببرد و کنترل شخصیت ها را به دست بگیرد سردرگم می شود ، ریتم می افتد ، داستان ته می کشد و شخصیت هایی که اضافه اند خودنمایی می کنند ، از امیر آقایی ) بابک ) که کارکردش صرفا  شخصیت پردازی باران کوثری ( محدثه ) است و حتی حضور بی دلیل برخی از افراد خانواده که فقط به فضای واقع گرای  داستان می افزاید ... نقاط عطف و مکاشفه های نویسنده در پرده دوم و سوم فیلم هیچگاه مهم جلوه نمی کند و تماشاگر را به همدردی هم وا  نمی دارد چرا که دیگر تماشاگر موضوع فیلمنامه را گم کرده است ، داستانک هایی که قرار است شخصیت ها را معرفی کنند  ، اضافه گویی اند، چرا که آدم های قصه  را می شناسیم و  پرداختن به آن ها ، دور شدن از خط اصلی است ، چون هیچ یک از این داستان ها کمک کننده نیستند ... و مضمون فیلم گم می شود ... پایان این فیلم هم که به سر دستی ترین شکل ممکن نوشته شده است . همه ی گذشته در غالب یک مونولوگ توسط فرهاد اصلانی ( پدر ) گفته می شود ... زمانی این مونولوگ می توانست تاثیر بگذارد که تبیین کننده بخش مهم تری از داستان باشد ... و یا پاسخگوی  سوالی که بیینده در پی اش بوده ...

تمام ضعف های فیلمنامه اما به لطف تجربه کارگردانی  چند فیلم قبلی هاتف علیمردانی وفیلم برداری استاد محمود کلاری و بازیگران فیلم ، تقلیل یافته اند ، اما همه در پایان باخود می گویند   (( آخرش چی شد ؟ )) که این به نظرم  کافیست تا تمام تلاش های عوامل فیلم را زیر سوال ببرد ..

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
به به عماد جان. اینم از اولین اثرت: ) امیدوارم مطالب بیشتری ازت تو جیم ببینم رفیق
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠١/١٥
٠
٠
من این فیلم رو ندیدم.... فقط تابحال تعریف شنیده بودم.کاخ امیدم فروریخت
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠١/١٦
٠
٠
نقد جالبی بود :) توی نقدهای بعدی اگر یه عکس هایی از فیلم هم بذارین خیلی بهتره. یه سری نکات ویراستاری هم رعایت بشه که بهترتره. اینکه مثلا ویرگول و نقطه و ... بدون فاصله بعد از کلمه هستن و بعدشون فاصله داره. ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات