بشتابید کنسرت‌های نوروزی آن‌ور آب!

بشتابید کنسرت‌های نوروزی آن‌ور آب!

نویسنده : r_kheibari

«آهای ایرانیان علاقه مند!

آهای ایرانیان غیور!

بشتابید!

چرا پول‌های‌تان باید به جیب اعراب برود؟

چرا باید به اعراب کمک کنید؟ وقتی که آن‌ها به شما صدمه می‌زنند

هم اکنون به کمپین ما پیوندید.

سفر به کشورهای زیبای ترکیه، ارمنستان، تایلند، امارت متحده عربی(!) و...»

اگر یادمان بیاید چند وقت پیش کمپین‌هایی تشکیل شد، مبنی بر تحریم حج و این‌که چرا باید پول‌مان را به اعراب بدهیم و از این‌جور حرف‌ها که شما هم با خبر هستید.

عده زیادی از مردم ما هم پست‌های این کپمین را به اشتراک گذاشتند و از آن حمایت کردند. اما همان کسانی که این کمپین‌ها را راه اندازی کردند الان مشغول خرید بلیط برای رفتن به آنتالیا و دبی و تایلند و ارمنستان هستند.

به جایش جیب‌های ترکیه را پر پول می‌کنند که تا می‌توانند علیه ایران حرف بزنند و کمپین پان ترکسیم راه بیاندازند. جیب‌های ترکیه را پر پول کنند تا حامی دوم داعش شود و نیروهای داعش را در کشور خود تمرین دهد و خیلی از موارد دیگر.

مگر دبی جزو همان کشورهایی نیست که عرب هستن؟ پس چرا آن‌جا را تحریم نمی‌کنیم؟! یعنی فقط عربستان و مکه و مدینه عرب هستند و باید تحریم شوند؟!

اصلا کاری به ذات این کار و یا درستی و نادرستی این تحریم‌ها ندارم و جداگانه باید بحث شود. اما روی حرفم با هدف و نیت این تحریم‌هاست. واقعا باید پی ببریم که آیا واقعا هدف این عزیزان خیرخواهی است؟

چطور وقتی حرف از سفر به مناطق مذهبی و زیارتی می‌شود این کار بیهوده و عبث خوانده شده و هزاران نصیحت می‌رسد که «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» و بجای رفتن به مکه و کربلا بیاییم به فقرا کمک کنیم و خرج جهیزیه دختران دم بخت را بدهیم.

اما وقتی حرف از سفر به آنتالیا و دبی و تایلند و کنسرت‌های جورواجور می‌شود دیگر فقیر و فقرا معنایی ندارد.

حرفم این است که همیشه باید وسط کار را گرفت. سفر زیارتی و تفریحی بجای خودش، کمک به فقرا هم بجای خودش.

ما که پول نداریم نه بریم مکه و نه آنتالیا و از کنسرت‌های نوروزی جا مانده‌ایم، بهتر است همان دیوار مهربانی‌روها را بچسبیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
translator
translator
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
بله :) درسته
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣