به گمانم خدا، همان روز اول ما را از تناقض آفریده باشد!

تو؛ با تمام حرف‌های ناگفته 

چطور می‌توانی تا این حد زود رنج باشی و صبور؟ 

من؛ با این همه احساس

چطور می‌توانم تا این حد خجالتی باشم و جسور؟ 

به گمانم 

فقط تویی که با گریه میخندی

فقط منم که با اخم مهربانم

حکایت ما٬ حکایت دو خط موازی است.

 هم دورند و هم نزدیک!

در انتظار وصالند و در اختیار غرور

و امان از غرور! امان از غرور

من نمی‌توانم اما تو؛ بشکن حصار فاصله‌ها را وقتی که فقط یک جمله  فاصله داریم.

یک‌بار بگو....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی دلنشین بود...
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
حوشحالم که به دلت نشست
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
عالی بود دختر، موفق باشی و سر فراز
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
ممنونم:) همچنین شما!
b_noori
b_noori
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
امان از غرور ، بی نهایت لذت بردم ، ذخیره اش میکنم تا هر وقت دلم هواشو کردبرای خودم و " او" بخوانمش و بگویم "امان از غرور"
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
چقدر از این "او" های مغرور داریم همه تو زندگیامون. امامن از غرور!!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
خوشم امد. قشنگ گفتید :) آفرین
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
تشکر که وقت گذاشتید
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
تو فوق العاده اي نفيسه...
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
نگاهت فوق العادست دوست خوب:))
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
من دیده ام دو خط موازی بهم نمی رسند.. ولی .. نزدیک می شوند...
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
اعلب نوشته هاتونو میخونم نفیسه جان: )خیلی دوست دارم قلمتو : )عالیع: )
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
ممنونم مریم بانو!! لطف داری
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات