خاطرات بی‌رحم

خاطرات بی‌رحم

نویسنده : MaaZ

خاطرات مفاهیم انتزاعی بی رحمی هستند. گاهی می‌خواهی لحظه‌ای را فراموش کنی ولی خاطره همان لحظه سال‌ها رهایت نمی‌کند. ولی کافی ست که در پستوهای ذهنت دنبال خاطره‌ای دلچسب بگردی، چنان محو و دست نیافتنی می‌شود که انگار از ابتدا وجود نداشته.

گاهی نیز خاطرات برای مدتی فراموش می‌شوند. خاطراتی که جان دارند و ناگهان خبری می‌شنوی، لحظه‌ای می‌اندیشی و سیل خاطرات به ذهنت وحشیانه یورش می‌کنند و جان می‌گیرند ولی چه دیر...

بی‌رحمانه است که با خبر رفتن فردی تازه خاطراتش می‌آیند. می‌آیند و بر ذهنت می‌نشینند. او رفته و تو می‌مانی و خاطراتی که نمی‌دانی دیگر به چه کارت می‌آیند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
سلام؛ انشالا سال 95 مفاهیمِ انتزاعی خوبی رو مرور کنید و بقیه در همون پستو ها بمونن!
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
ممنون. همچنین.
ka_veh
ka_veh
٩٤/١٢/٢٩
١
٠
خاطرات شمال محاله یادم بره :)
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
:-|
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
:)) لايك
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
انشالله زندگیتون پر از خاطرات زیبا باشه سال نو تون مباارک :)
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
ممنونم. همینطور برای شما
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
خیلی زیبا بود.فقط کاش طولانی تر بود بنظرم جا داشت طولانی تر باشه
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
تشکر. این نوشته نشات گرفته از خبری بدی که شنیده بودم، بود و در همین اندازه حال نوشتن داشتم! تشکر.
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
ان شاالله سال 95 پر از خاطره های زیبا باشه براتون...
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
سپاس
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
او رفته و تو می‌مانی و خاطراتی که نمی‌دانی دیگر به چه کارت می‌آیند. :((
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٣٠
٠
٠
البته همیشه اینجوری نیست ها! گاهی خاطرات دلچسب میمونن و خاطرات بد فراموش میشن./ لفظ انتزاعی رو برام توضیح بدید لطفا. نمیدونم یعنی چی!؟
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
بازم میگم هیچی فراموش نمیشه فقط پنهون میشه...
MaaZ
MaaZ
٩٥/٠١/١١
٠
٠
یعنی ذهنی ، چیزی که مرتبط به ذهن و ساحته و پرداخته ذهن است.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
خاطره مثل تکان خوردن برگی در هوای ذهن است
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١